زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٩ - ٢٠ - بهبودى يافتن چشم يكى از اصحاب بدست حضرت رسول
١٨- گم شدن ناقه حضرت رسول ٦.
هنگامى كه ناقه پيغمبر ٦ گم شده بود منافقين در مدينه به فتنهانگيزى برخاستند و گفتند: وى از آسمان بما خبر ميدهد و ليكن از محل ناقهاش بىاطلاع است، هنگامى كه حضرت از فتنهانگيزى منافقين و وساوس شياطين مطلع شد حالات ناقه را كه وى اكنون در كجا واقع شده براى مردم بيان فرمود و گفت: ناقه اينك در كنار درختى ميباشد و جريان كار او از اين قرار است، عدهاى رفتند او را همان طور كه پيغمبر وصف كرده بود مشاهده كردند.
١٩- حديث انشقاق قمر.
موقعى كه حضرت رسول ٦ در مكه اقامت داشت مشركين از وى خواستند تا ماه را بدو نيم كند اين جريان در اوائل مبعث واقع شد و قرآن نيز به اين موضوع ناطق است عبد اللَّه مسعود گويد: ماه از هم شكافته شد و دو پاره گرديد كفار مكه پس از ديدن اين جريان گفتند: اين يك نوع جادوگرى است كه ابن ابى كبشه انجام ميدهد اينك بنگريد مسافرينى كه از اطراف مىآيند اگر آنان اين جريان را مشاهده كردهاند كه اين مرد راستگو است، و اگر چنانچه آنها از اين قضيه اظهار بىاطلاعى كردند معلوم است كه وى شما را مسحور كرده است.
راوى گويد: مسافرينى كه از راه رسيدند گفتند: ما جريان انشقاق ماه را مشاهده كرديم، مرحوم طبرسى رحمة اللَّه عليه گويد: بخارى صاحب صحيح به اين حديث در كتاب خود استشهاد كرده است.
٢٠- بهبودى يافتن چشم يكى از اصحاب بدست حضرت رسول ٦
يكى از اصحاب حضرت رسول ٦ در يكى از جنگها تيرى به چشمش اصابت كرد و خون زيادى از ديدگانش جارى گرديد و چشمش نيز بر گونههاى او آويزان شد اين مرد صحابى حضور حضرت رسيد و از وى استغاثه كرد پيغمبر هم با دست خود چشم او را به جاى خود گذاشت باندازهاى كه از چشم ديگرش هم بهتر و تيزتر شد.