زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨٠ - (بيعت انصار)
شده است.
على بن ابراهيم گويد: اسعد بن زراره و ذكوان بن عبد قيس كه از قبيله خزرج بودند، در يكى از مراسم به مكه آمده بودند، علت اين مسافرت اين بود كه بين اوس و خزرج مدت زيادى جنگ و خونريزى ادامه داشت، و آنان شب و روز اسلحه را زمين نميگذاشتند، و در جنگ بعاث قبيله اوس بر خزرج پيروز شده بودند، و لذا خزرجيان ناراحت بنظر ميرسيدند.
براى همين جهت اسعد بن زراره و ذكوان به مكه آمده بودند تا عمره رجب را انجام دهند و از مشركين قريش براى خود كمك بگيرند، اسعد بن زراره از دوستان عتبة بن ربيعه بود و در خانه وى منزل كرده بود، اسعد بن زراره گفت: بين ما اكنون جنگ است و ما آمدهايم از شما كمك بگيريم تا با مخالفين خود جنگ كنيم.
عتبه گفت: محل ما از شما دور است، و ما نيز اكنون گرفتارى داريم، اسعد ابن زراره گفت: گرفتارى شما چيست؟ شما كه در حرم امن خداوند هستيد، عتبه گفت مردى در ميان ما پيدا شده كه مدعى است من رسول خدا هستم، وى جوانان ما را از راه بيرون ميكند، و خدايان ما را دشنام ميدهد، و ما را ديوانه و نادان ميخواند.
اسعد گفت: وى در ميان شما چگونه كسى است؟ عتبه گفت: او فرزند عبد اللَّه بن عبد المطلب و از شرفاء و بزرگان ما هست، اسعد و ذكوان و همه اوس و خزرج از يهوديان بنى نظير و قريظه و قينقاع ميشدند كه همين روزها پيغمبرى از مكه ظهور خواهد كرد و به مدينه مهاجرت مينمايد، و ما بوسيله او با شما جماعت عرب جنگ خواهيم كرد هنگامى كه اسعد بن زراره اين موضوع را از عتبه شنيد از اين گفتار يهوديان چيزى بنظرش رسيد، لذا گفت؛ آن كسى كه گوئى مدعى رسالت شده در كجاست؟
گفت: اكنون در حجر نشسته است، و آنها جز در موسم نميتوانند از شعب بيرون شوند، و با مردم آميزش كنند- اين مذاكرات در هنگامى كه بنى هاشم در شعب محاصره بودند انجام گرفت- عتبه گفت: مواظب باش از سخنهاى او چيزى بگوش شما نرسد و با او سخن نيز نگوئى زيرا وى ساحر است و با كلام خود شما را سحر خواهد كرد.