زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٤٣ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
كه از عنتره بود ميخواند:
|
ما زلت أرميهم بغرّة وجهه |
و لبانه حتى تسربل بالدّم |
|
بعد از اين مردى از بنى حارث بيرون شد و بدست حر كشته گرديد، پس از او نافع بن هلال آمد و گفت:
|
أنا ابن هلال البجلي |
أنا على دين علي |
|
مزاحم بن حريث در مقابل او ظاهر شد و گفت: من بر دين عثمان هستم، نافع گفت: شما بر دين شيطان هستى، سپس بر او حمله آورد و وى را كشت.
در اين وقت عمرو بن حجاج فرياد زد: اى مردم نادان شما ميدانيد در مقابل چه افرادى قرار گرفتهايد و با چه جماعتى جنگ ميكنيد؟ شما با مردانى جنگ ميكنيد كه خود را براى مرگ آماده ساختهاند، اين جماعت از شجعان و سواران ميدان جنگ هستند، اينك شما به تنهائى در مقابل آنان نرويد، به خداوند سوگند اين گروه اندك را با سنگ ميتوان از بين برد، عمر بن سعد اين نظريه را پسنديد و گفت: كسى به تنهائى نبايد در ميدان جنگ برود.
عمرو بن حجاج با ياران خود از طرف فرات به سيد الشهداء ٧ حمله آورد، مدتى جنگ شديدى در گرفت در اين حمله مسلم بن عوسجه بروى زمين افتاد، پس از اينكه عمرو بن حجاج از معركه بيرون شد و گرد و غبار فرو نشست مسلم بن عوسجه را روى زمين مشاهده كردند، سيد الشهداء ٧ خود را بر بالين او رسانيد در حالى كه هنوز جان از بدنش بيرون نشده بود، امام ٧ فرمود: خداوند تو را رحمت كند جماعتى از مسلمين رفتند و شهيد شدند و گروهى ديگر در انتظار شهادت هستند و در قضا و قدر خداوند تبديلى نيست.
شمر بن ذى الجوشن به طرف چپ لشكر سيد الشهداء حمله آورد، و به ياران و اصحاب آن جناب تاخت، و در اثر اين حمله جنگ شديدى درگرفت، اصحاب سيد الشهداء ٧ بر اهل كوفه سخت حمله كردند و آنها را از هم متفرق ساختند.
در اين هنگام عروة بن قيس كه رئيس سواران لشكر عمر بن سعد بود، براى وى