زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٢٦ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
اتفاق افتاده است حضرت سيد الشهداء ٧ روز خروج مسلم در كوفه از مكه بطرف عراق حركت كردند، در هنگام اقامت آن جناب گروهى از مردمان حجاز و بصره پيرامون آن حضرت اجتماع كرده بودند، و چون اراده كردند از مكه بيرون روند طواف خانه خدا و سعى بين صفا و مروه را انجام دادند و به اين ترتيب حج خود را تبديل به عمره كردند، زيرا بيم داشتند بنى اميه آن جناب را دستگير كنند و بشام بفرستند.
فرزدق گويد: من به اتفاق مادرم براى حج بيت اللَّه عازم مكه بودم، در هنگام دخول حرم حسين بن على را ديدم كه از حرم خارج ميشد و با خود ساز و برگ جنگ همراه داشت، گفتم: اين لشكريان كجا ميروند گفتند: حسين بن علي است، من خدمت آن جناب رسيدم و بر وى سلام كردم و عرض نمودم: خداوند آرزوها و خواستههاى تو را انجام دهد، پدر و مادرم قربانت گردد اى فرزند رسول خدا، اينك در اين وقت به كجا قصد دارى بروى؟
سيد الشهداء سلام اللَّه عليه فرمود: اگر در خروج از مكه عجله نكنم مرا خواهند گرفت، پس از اين از من پرسيد شما كه هستى؟ گفتم: مردى از عرب هستم، و او بيش از اين از من بازرسي نكرد، بعد از اين فرمود: مردم را چگونه يافتى؟ عرض كردم از مرد بىطرفى سؤال ميكنى و اكنون حقيقت را با شما در ميان ميگذارم، دلهاى مردم متوجه شما است و ليكن شمشيرهاى آنان هم برويت كشيده شده است! فرزدق گويد: من در اين هنگام مسائلى راجع به حج و مناسك از وى پرسيدم وى پاسخ مرا داد و پس از اين مركب خود را بحركت آورد و فرمود: سلام بر تو باد در اين هنگام از هم جدا شديم.
پس از فرزدق عبد اللَّه بن جعفر به اتفاق يحيى بن سعيد برادر عمرو بن سعيد والى مكه خدمت سيد الشهداء ٧ رسيدند و نامه از طرف عمرو بن سعيد حاكم مكه به آن جناب دادند، حاكم در نامه خود حضرت سيد الشهداء را تأمين داده بود، عبد اللَّه و يحيى بن سعيد هر چه كوشيدند سيد الشهداء ٧ را برگردانند حضرت امام حسين به