زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٦٨ - (فضائل و مناقب حضرت جواد
هنگامى كه مردم متفرق شدند و جز عدهاى از خواص كسى در منزل باقى نماند مأمون روى خود را به حضرت جواد ٧ كرد و گفت: قربانت گردم اكنون تفصيل آن مسائل را بيان كنيد، حضرت جواد فرمود: آرى اكنون جواب آنها را بيان خواهم كرد، پس از اين حضرت مشروحا در اين مورد گفتگو كردند و اين مطالب در كتب مشهور است.
مأمون گفت: بسيار خوب ما استفاده برديم، اينك شما هم مسألهاى از يحيى بپرسيد همان طور كه وى از شما پرسيد، حضرت فرمود: اى يحيى اينك جواب اين مسأله را بدهيد كه: مردى در اول روز بزنى نگاه كرد و اين زن بر وى حرام بود، هنگامى كه روز بالا آمد زن بر او حلال شد، و در هنگام ظهر بار ديگر بر وى حرام شد، و در وقت عصر حلال گرديد، بار ديگر در وقت غروب آفتاب حرام شد، و در آخر شب حلال گرديد، و در نصف شب بار ديگر حرام شد، و در هنگام طلوع فجر حلال گرديد اينك بيان كنيد چرا اين زن در اين اوقات حلال و يا حرام ميشد.
يحيى گفت: من علت اين را نميدانم اكنون بيان كنيد تا استفاده كنم، حضرت جواد ٧ فرمود: اين زن در اول روز كنيزى بود كه نگاه كردن آن مرد بر وى حرام بود، هنگامى كه آفتاب بالا آمد او را از صاحبش خريد و بر او حلال شد، هنگام ظهر او را آزاد كرد و بر وى حرام شد، در وقت عصر بار ديگر او را عقد كرد بر او حلال شد، و در هنگام مغرب او را ظهار نمود بر وى حرام گرديد، و در وقت عشاء كفاره داد بر وى حلال شد، نصف شب او را طلاق گفت بر او حرام گرديد، و هنگام صبح رجوع كرد و حلال شد.
در اين هنگام مأمون روى خود را بطرف حاضرين كرد و گفت: واى بر شما اين خاندان در ميان مردم مخصوص بفضل هستند و صغر سن آنان را از كمال باز نميدارد، آيا نميدانيد حضرت رسول ٦ امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ را دعوت به اسلام كرد در حالى كه ده سال از عمر او گذشته بود، و حضرت اسلام او را پذيرفت و حكم خداوند را در باره وى جارى كرد، و حال اينكه احدى را در اين سن و سال دعوت نميكرد، و از حسنين