زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٠٠ - وفات حضرت رسول
|
الهك مولانا و انت وليّنا |
و لن تجدن منّا لك اليوم عاصيا |
|
|
فقال له: قم يا عليّ فإنني |
رضيتك من بعدى اماما و هاديا |
|
|
فمن كنت مولاه فهذا وليّه |
فكونوا له انصار صدق مواليا |
|
|
هناك دعا اللهمّ وال وليّه |
و كن للّذي عادا عليّا معاديا |
|
حضرت رسول ٦ به حسان بن ثابت فرمود: همواره بوسيله روح القدس مؤيد باشى تا آنگاه كه ما را بزبان خود يارى ميكنى، پيغمبر هنوز از جاى خود حركت نكرده بود كه اين آيه شريفه نازل شد الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً پيغمبر فرمود: ستايش ميكنم خداوند را كه دين خود را كامل كرد و نعمت خود را تمام فرمود و از رسالت من و ولايت علي رضايت حاصل شد.
در هنگام ورود به مدينه اسامة بن زيد را طلبيد و به او پرچم داد و امر كرد تا به اتفاق گروهى از مهاجرين و انصار كه در ميان آنان ابو بكر و عمر و ابو عبيده هم بودند بطرف شام حركت كند اسامة بن زيد در محلى بنام «جرف» لشكريان خود را جمع كرد و آماده حركت شد، منافقين در حركت بطرف شام هر يك بعللى تعلل مىورزيدند حضرت رسول در اين هنگام مريض شد و از عدم حركت لشكر اسامة ناراحت شد، و همواره امر ميفرمود لشكر حركت كند، و ليكن مخالفين بعلت اينكه پيغمبر مريض است از مدينه بيرون نشدند.
حضرت رسول در نظر داشت منافقين را از مدينه بيرون كند تا در هنگام وفاتش در مورد خلافت علي بن ابى طالب مخالفتى پيش نيايد، و كسى در امارت طمع نورزد و حق در محلش جايگزين گردد.
وفات حضرت رسول ٦
در روز شنبه و يا يك شنبه چند روز به آخر ماه صفر مانده مرض حضرت رسول شدت پيدا كرد، در اين هنگام دست علي بن ابى طالب را گرفت و در حالى كه گروهى از اصحابش پيرامون وى بودند بطرف قبرستان بقيع حركت كردند پس از ورود به