زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٤٤ - ٣٥ - غزوه خيبر
در هنگام عقد قرارداد با اين ماده مخالفت كرده بودند و ابو جندل بن سهيل بن عمرو را از بازگشت منع مىنمودند از اين جريان خوشوقت شدند و فهميدند كه اطاعت پيغمبر موجب خير و خوشبختى آنها ميباشد.
ابو بصير و ابو جندل با ياران خود بكاروان ابو العاص بن ربيع برخوردند و چند نفر از قريش را كه با وى همراهى ميكردند اسير نموده و اموال آنها را گرفتند و ليكن بخاطر ابو العاص كه داماد حضرت رسول بود كسى را نكشتند و ابو العاص را هم آزاد گذاشتند و او بطرف مدينه حركت كرد و به منزل زينب دختر پيغمبر كه زوجه او بود فرود آمد وى وقتى كه از مكه عازم شام بود بزينب اجازه داده بود تا در مدينه خدمت پدرش برسد اين ابو العاص خواهرزاده خديجه زوجه حضرت رسول ٦ بود
٣٥- غزوه خيبر:
غزوه «خيبر» در ذى حجه سال ششم هجرى واقع شد، واقدى گفته: اين غزوه در اول سال هفتم اتفاق افتاده است، حضرت رسول ٦ مردمان خيبر را بيش از بيست روز در محاصره داشت.
در خيبر در حدود چهارده هزار يهودى اقامت داشتند، و اينها قلعههاى محكم و دژهاى استوارى را براى خود تهيه ديده بودند، پيغمبر در هنگام محاصره قلعههاى آنها را يكى پس از ديگرى ميگرفت، و سختترين حصار آنها «قموص» بود كه اهميت فوق العادهاى داشت.
در يكى از روزها ابو بكر پرچم مهاجرين را در دست گرفت، و مدتى با يهوديان جنگ كرد و ليكن تاب مقاومت نياورد و از ميدان مبارزه فرار كرد، پس از فرار كردن ابو بكر عمر بن خطاب پرچم را گرفت وى نيز از دشمن عقبنشينى كرد، و مردم را از مقابله با آنان ميترسانيد، مسلمانان هم وى را ميترسانيدند.
در اين هنگام حضرت رسول ٦ از اين جريان ناراحت شدند و فرمودند:
فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه از ميدان مبارزه فرار نميكند، خداوند و رسول او را دوست دارند، و او نيز خدا و رسول را دوست دارد، وى هرگز از جنگ