زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٠ - ٤ - حضرت رسول
انگشتان مبارك او جارى شد، و مردم را براى آشاميدن آب طلب كردند، همه آنان از آن آب سيراب شدند، در حالى كه عدد آنها از هزار نفر هم بيشتر بود، حضرت ميفرمود:
من گواهى ميدهم كه رسول حقيقى خداوند هستم.
٣- ناله و فرياد ستون در فراق حضرت رسول ٦.
در مسجد پيغمبر ٦ درخت خشكى بود كه حضرت بر او تكيه ميكرد و براى مردم موعظه ميفرمود، هنگامى كه جمعيت مسلمين رو بافزايش نهاد، براى آن بزرگوار منبرى درست كردند، موقعى كه حضرت رسول بالاى منبر تشريف بردند، از اين ستون خشكيده فرياد و نالهاى مانند فرياد شير شنيده شد، حضرت از منبر پائين آمد و درخت را در بر گرفت، و او مانند كودكان كه مورد نوازش مادران قرار ميگيرند از ناله و فرياد باز ايستاد.
٤- حضرت رسول ٦ و گوسفند ام معبد.
حضرت خاتم النبيين ٦ هنگامى كه از مكه بطرف مدينه مهاجرت ميفرمود ابو بكر و عامر بن فهيره، و عبد اللَّه بن اريقط ليثى نيز در خدمت آن جناب بودند، در اين هنگام به خيمه امّ معبد خزاعيه رسيدند، امّ معبد در حالى كه جامهاى را به خود پيچيده بود، در كنار خيمه خود نشسته بود.
حضرت رسول و همراهان از وى مقدارى گوشت و خرما خواستند، ليكن وى چيزى نداشت تا به آنان بفروشد در اين موقع حضرت و همراهانش زاد و توشهاى نداشتند و لذا از اين زن طعام و غذا طلب كردند، ام معبد گفت: اگر ما چيزى داشتيم احتياجات شما را رفع ميكرديم، و نميگذاشتيم شما از بىطعامى ناراحت شويد.
در اين هنگام حضرت رسول ٦ به گوشه خيمه نظر افكند، فرمود: اى ام معبد پس اين گوسفند چيست؟ عرض كرد: اين گوسفند بعلت مرضى كه دارد از ساير گوسفندان باز مانده است، حضرت فرمود: آيا در پستان او شيرى وجود دارد؟ عرض كرد: اين گوسفند مريض است و در پستان او شير وجود ندارد، حضرت فرمود:
آيا اجازه ميدهى من او را بدوشم؟ عرض كرد آرى پدر و مادرم فدايت گردد، اگر