زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٩٨ - حجة الوداع
«غدير خم» رسيدند، اين محل به جهت نبودن آب و چراگاه براى فرود آمدن مناسبت نداشت، و ليكن جبرئيل خدمت پيغمبر رسيد و او را امر كرد كه در اين جا بايد فرود آيد و على بن ابى طالب ٧ را بعنوان خلافت و امامت به مسلمين معرفى كند.
پيغمبر فرمود: امت من هنوز خوى جاهليت دارند و ممكن است در اثر اين قضيه مخالفتهائى بشود، جبرئيل گفت اين موضوع بايد انجام يابد و هرگز تاخير نشود و آيه شريفه وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ در اين مورد فرود آمد.
حضرت رسول ٦ بىدرنگ از مركب فرود آمد و در بيابان بىآب و علف رحل اقامت افكند و مسلمين هم به تبعيت از آن جناب از مراكب خود پائين شدند و در پيرامون او اجتماع كردند در اين هنگام هوا بسيار گرم و ناراحتكننده بود، حضرت امر فرمود سايبانهاى بزرگى براى استراحت و آسايش مسلمانان درست كردند، و جهاز شتران را بالاى يك ديگر قرار دادند، پس از آن منادى پيغمبر فرياد زد مردم بايد همگان در پيرامون رسول اللَّه اجتماع كنند و مطلب مهمى را استماع نمايند.
مسلمين در دنبال اين اعلام در اطراف آن جناب جمع شدند و از حرارت آفتاب زمين داغ و سوزان بود، اكثر مردم تاب و تحمل نداشتند و رداى خود را روى زمين پهن كرده و پاى خود را روى آن ميگذاشتند، حضرت بالاى جهاز شتران قرار گرفتند و امير المؤمنين ٧ را نزد خود طلبيده و او را نيز همراه خود بالا بردند.
پس از اين جريان خطبه مفصلى انشاء فرمودند، و حمد و ثناى پروردگار را بجا آوردند و مقدارى مردم را موعظه و پند نصيحت كرده و سپس خبر رحلت خود را به گوش مردم رسانيده و فرمود: من بسوى پروردگار دعوت شدهام و در همين نزديكى از ميان شما خواهم رفت و ستاره زندگى من در آينده غروب خواهد كرد، و من در ميان شما دو چيز گرانبهائى خواهم گذاشت كه اگر از آنها دست بر نداريد گمراه