زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٣٥ - (دلائل ديگرى در امامت ائمه اطهار
اتفاق بر عدالت و طهارت و مقام و منزلت و شرف و بزرگوارى آنان دارند، و در اين مطلب هم شكى نيست كه گروه زيادى از معتقدين آنها به عصمت و تصريح در امامت ائمه اطهار عليهم السّلام اعتقاد پيدا كردهاند، و از آنان معجزات و كرامات نقل نمودهاند.
البته واضح است كه معتقدين به امامت آنها همواره بسوى آنان رفت و آمد داشتند و از آن بزرگواران اخذ حديث و روايت ميكردند و احكام و مسائل دينى را تعليم ميگرفتند، و خمس و زكاة خود را به آنها مىپرداختند، اكنون هر كس منكر اين مطالب شود محسوسات را انكار كرده است و از اخبار و تواريخ زندگى اهل بيت اطلاعى ندارد.
هر كس كه در اخبار و روايات مختصر مطالعهاى داشته باشد ميداند كه: هشام بن حكم، ابو بصير، زرارة بن اعين، حمران و بكير پسران اعين، محمد بن نعمان، بريد بن معاويه عجلى، ابان بن تغلب، محمد بن مسلم، معاوية بن عمار دهنى، و غير از اين جماعت از رجال و شخصيتهاى بزرگ كه از حجاز و عراق و خراسان و فارس به محضر حضرت صادق ٧ رفت و آمد داشته و از آنان كسب علوم و فضائل ميكردند.
بزرگان و رؤساى شيعه در عصر حضرت صادق سلام اللَّه عليه در فقه و حديث و علم كلام كتب زيادى تصنيف كرده و مسائل و روايات آن حضرت را در مجموعهها گرد آوردند و هر يك از اين رؤساء و بزرگان شيعه خود شاگردان و اتباعى داشتند كه عقائد و خصوصيات و نظريات او را انتشار ميدادند، و اين شخصيتهاى بزرگ سالى يك بار و يا مكرر از عراق به حجاز ميرفتند و اقوال آن جناب را در موضوعات مختلف مذهبى و علمى اخذ ميكردند.
رجال و بزرگان شيعه در زمان موسى بن جعفر و حضرت رضا عليهما السّلام هم اين چنين بودند و براى اخذ مسائل و احكام دين حضور آنها ميرسيدند، و اين روش تا پايان زمان حضرت امام حسن عسكرى ٧ جريان داشت و اين شخصيتهاى بزرگ به حضرات معصومين عليهم السّلام اختصاص فوق العادهاى داشتند، همان گونه كه ابو يوسف و محمد بن حسن به ابو حنيفه، و مزنى و ربيع به شافعى، و نظام به ابو الهذيل، و جاحظ و اسوارى