زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٩٩ - (مناقب حضرت عسكرى
خاضع و خاشع شد و همواره با نظر احترامات به امام ٧ مينگريست، بعد از اين كه حضرت عسكرى از زندان بيرون شدند اين مرد هم به امامت وى معتقد شد و بصيرت كاملى پيدا كرد.
٣- محمد بن اسماعيل گويد: هنگامى كه حضرت ابو محمد در زندان صالح ابن وصيف بودند گروهى از عباسيان نزد او آمدند و او را وادار كردند تا بر آن جناب سختگيرى كند، صالح گفت: من با او چه كار كنم دو نفر را كه از بدترين مردم بودند بر وى گماشتم و ليكن آنان اكنون از عباد شدهاند و همواره به نماز و عبادت اشتغال دارند.
پس از اين دستور داد كه آن دو نفر موكل را حاضر كنند، صالح به آنان گفت:
واى بر شما اين مرد با شما چه گفت كه اين طور تغيير حال پيدا كرديد، گفتند: در باره مردى كه شبها نماز ميخواند و روزها را روزه ميگيرد چه بگوئيم، وى با كسى سخن نميگويد و جز عبادت به چيز ديگرى خود را مشغول نميسازد، ما هر گاه بوى نگاه مى كنيم شانههاى ما ميلرزد و حال ما تغيير ميكند، هنگامى كه عباسيان اين مطلب را شنيدند مأيوسانه برگشتند.
گروهى از اصحاب ما گويند: حضرت ابو محمد ٧ را به نحرير سپردند، اين مرد خبيث هم بر آن جناب سخت ميگرفت و او را اذيت و آزار ميرسانيد، يكى از روزها زنش گفت: از خداوند بترس ميدانى چه كسى را در منزلت زندانى كردهاى؟ زن در اين هنگام شمهاى از عبادات و زهد آن حضرت را براى او ذكر كرد.
نحرير گفت: به خداوند سوگند او را بين درندگان خواهم افكند، و از ما فوق خود اذن گرفت و آنها هم او را آزاد گذاشتند، پس از اين نيت شوم خود را بمرحله عمل رسانيد و حضرت عسكرى ٧ را در ميان درندگان خونخوار افكند، و يقين داشتند كه درندگان وحشى او را پاره پاره ميكنند، و ليكن بر خلاف نظريه آنان مشاهده كردند كه حضرت در ميان سباع نماز ميخواند و درندگان هم پيرامون وى را گرفتهاند، بعد از اين امر كرد امام ٧ را از ميان آنها بيرون كردند.
حضرت عسكرى ٧ در اول ماه ربيع الاول مريض شدند و در هشتم همين ماه كه