زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤١٣ - (معجزات و كرامات موسى بن جعفر
اينكه با مردم به هر زبانى سخن گويد.
پس از اين فرمود: اى ابو محمد من اكنون قبل از اينكه از جاى خود حركت كنى، علامتى را بشما نشان خواهم داد، مدتى نگذشت كه يكنفر از اهل خراسان خدمت آن جناب رسيد و با زبان عربى به گفتگو پرداخت، ليكن حضرت موسى بن جعفر با زبان فارسى جواب او را داد، مرد خراسانى عرض كرد: به خداوند سوگند من از اين جهت با شما فارسى سخن نگفتم كه خيال ميكردم شما فارسى نميدانيد.
حضرت فرمود: سبحان اللَّه! اگر من قادر نباشم جواب تو را بدهم پس چه فضيلتى بر شما دارم، سپس فرمودند: اى ابو محمد امام هيچ كلامى بر وى مخفى نخواهد بود و با همه مردم سخن ميگويد، و گفتار پرندگان را ميداند، و با هر ذى روحى ميتواند تكلم كند.
٦- اسحاق بن عمار گويد: در خدمت حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام بودم كه مردى بر وى وارد شد، حضرت فرمود: اى مرد تو تا يكماه خواهى مرد، راوى گويد من با خود گفتم: گويا وى از مرگ شيعه اطلاع دارد، در اين هنگام حضرت فرمود اى اسحاق چرا اين موضوع را انكار ميكنى، رشيد هجرى كه يكى از مستضعفين بود علم منايا را ميدانست، امام كه از وى به اين علم اولى است.
پس از اين فرمود: اى ابو اسحاق تو تا دو سال ديگر خواهى مرد، و خويشاوندان و فرزندان و اموال تو از بين خواهند رفت و به فقر شديدى مبتلا ميگردند، و اين قضايا پس از آن انجام گرفت، و مطلب همان طور كه موسى بن جعفر فرموده بود واقع شد.
٧- ابو خالد زبالى گويد: موسى بن جعفر عليهما السّلام بر ما وارد شد در هنگامى كه مهدى عباسى او را با خود ميبرد، پس از اينكه مراجعت كرد او را توديع كردم و گريستم فرمود: چرا گريه ميكنيد؟ عرض كردم: قربانت گردم اين مردم شما را ميبردند و نميدانم عاقبت امر چه خواهد شد، حضرت فرمود: در اين مرتبه بر من زيانى نخواهد رسيد و من در فلان روز نزد شما خواهم بود و در انتظار من باشيد.
راوى گويد: من در روز مقرر بيرون شدم و سر راه انتظار او را ميكشيدم تا