زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢١٠ - «٥»(زنان و خويشاوندان و كارگذاران پيغمبر
رضايت داد.
هنگامى كه مردم با ابو بكر بيعت كردند، به او پيشنهاد شد در لشكر اسامه حاضر گرديد و به كمك آنها مخالفين را كه قصد حمله دارند رفع كنيد، زيرا كه در ميان لشكر اسامة بن زيد مهاجرين و انصار همگان شركت داشتند.
اسامة بن زيد به ابو بكر گفت شما در باره خود چه نظرى دارى، ابو بكر گفت:
شما مشاهده ميكنى كه مردم با من چه عملى انجام دادند، من اكنون از شما انتظار دارم به من و عمر اجازه دهيد به مدينه برگرديم و شما با سايرين بطرف شام برويد، اسامه گفت: شما مجاز هستيد و اينك به مدينه برگرديد.
پس از اين واقعه اسامة بن زيد با لشكريان خود حركت كرد، و چون بشام رسيد ابو بكر او را از فرماندهى لشكر عزل كرد و بجاى او يزيد بن ابو سفيان را بفرماندهى لشكر نصب كرد و اسامة نيز از شام برگشت، و بين حركت بطرف شام تا ورود به مدينه چهل روز بيشتر طول نكشيد، هنگامى كه به مدينه وارد شد درب مسجد ايستاد و گفت:
اى گروه مسلمانان از اين مرد تعجب ميكنم چگونه بر من امارت ميكند و مرا از مقام فرماندهى عزل مينمايد و حال آنكه بر وى امارت داشتم، و او طبق امر پيغمبر ميبايست تحت فرمان من باشد.
«٥» (زنان و خويشاوندان و كارگذاران پيغمبر ٦)
١- اول زنى كه حضرت رسول ٦ تزويج كرد خديجه دختر خويلد بود:
پيغمبر در سن بيست و پنج سالگى با اين بانوى مجلل ازدواج نمودند، خديجه قبل از حضرت رسول زوجه عتيق بن عائذ مخزومى بود، و از وى دخترى آورد كه ابو هاله اسدي وى را تزويج كرد.
پس از اينكه ابو هاله دختر خديجه را بنكاح خود آورد، از وى هند بن ابي هاله متولد گرديد، و حضرت رسول اين دختر را تربيت كرد هنگامى كه پيغمبر به سن