زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٢١ - ١٥ - غزوه احد
به خطا نمىرفت، و حمزة بن عبد المطلب در روز احد شجاعتهاى بىنظيرى از خود نشان ميداد و حملات مكررى به دشمن ميكرد.
حضرت صادق ٧ فرمود: وحشى تيرى به طرف حمزه افكند، و اين تير بر سينه وى اصابت كرد و از بالاى مركب بزمين افتاد، مشركين پيرامون وى را گرفتند و آن بزرگوار را شهيد كردند، وحشى كبد حضرت حمزه را بيرون كرد و براى هند زن ابو سفيان برد، وى براى انتقام و تشفى كبد حمزه را در دهان گرفت هنگامى كه خواست او را بجود كبد مانند استخوان سخت و محكم شد، هند از فرط ناراحتى جگر را از دست خود بدور انداخت.
حضرت صادق ٧ فرمود: حليس بن علقمه متوجه شد كه ابو سفيان بر اسبى نشسته، و نيزهاى در دست گرفته، و نيزه خود را در دهان حمزه فرو ميكرد، حليس گفت: اى جماعت قريش! بنگريد كسى كه خود را بزرگ و رئيس قريش ميداند با پسر عموى خود كه اينك كشته شده چگونه رفتار ميكند، ابو سفيان در اين هنگام ميگفت: اى حمزه تو در جنگ بدر خويشاوندان خود را كشتى اكنون سزاى عمل خود را ببين.
ابو سفيان به حليس بن علقمه گفت: تو راست ميگوئى ولى اكنون لازم است كه از اين لغزش من چشم بپوشى و ديگران را از اين جريان مطلع نسازى، حضرت صادق فرمود: در اين هنگام ابو سفيان فرياد زد: آيا ابن ابى كبشه زنده است؟ مقصودش حضرت رسول ٦ بود- اما على بن ابى طالب كه در جاى خود ايستاده و تكان نخورده است.
امير المؤمنين ٧ فرمود: آرى به خداوندى كه وى را براستى برانگيخته او زنده است و گفتار شما را هم ميشنود، ابو سفيان گفت: اين جنگى كه با شما انجام گرفت و اين مصيبتها كه بر شما وارد شد براى اين بود كه شما عبرت بگيريد و از عقوبت اعمال خود بترسيد، به خداوند سوگند من در اين جنگ آمر و ناهى نبودم، اينك وعده ما و شما در ماه آينده در «بدر» خواهد بود.