زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٥٨ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
سپاسگزارم كه اين موضوع در زمان من انجام گرفت.
راهب عرض كرد: ما در يكى از كتب خود مىبينيم كه در اين منطقه چشمهاى هست و بالاى آن سنگ بزرگى نصب شده، جاى اين چشمه را جز پيغمبر و يا وصى او ديگرى نميبيند، و اين شخص ولى خداوند است كه مردم را بطرف حق ميخواند، و نشان شناختن اين ولى هم اين است كه: وى چشمه را ظاهر ميكند و سنگ بزرگ را از روى او برميدارد.
هنگامى كه من از دور مشاهده كردم شما آن سنگ بزرگ را از جاى خود كنديد بر من مسلم شد شخص مورد نظرى كه ما در انتظار او هستيم شما هستيد، من اكنون به آرزوى خود رسيدم و بر دست شما مسلمان شدم و به خلافت و امامت تو معتقد گرديدم.
امير المؤمنين ٧ پس از شنيدن اين سخنان گريه كرد، تا آنگاه كه محاسن شريفش تر شد، بعد از اين فرمود: ستايش ميكنم خداوند را كه مرا در كتب خود ذكر كرد، و مرا فراموش ننمود، بعدا مردم را نزديك طلبيد و گفت: اكنون سخنان راهب را بشنويد، مردم همگان گفتار راهب را گوش دادند و پروردگار را شكر كردند، و پس از اين جريان بطرف صفين حركت كردند و راهب هم در خدمت آن جناب آمد و در جنگ صفين شهيد شد و امير المؤمنين ٧ بر وى نماز خواندند و او را دفن كردند، و برايش استغفار نمودند.
در اين روايت چند موضوع خارق عادت ديده مىشود: اول اينكه امير المؤمنين ٧ مطلبى را از غيب اطلاع داد، دوم اينكه نيروى قوى و خارق العاده در كندن سنگ بزرگ از وى بروز كرد، سوم بشارت از اين موضوع در كتب آسمانى كه اين چشمه بدست مبارك او ظاهر خواهد شد، همان گونه كه خداوند در قرآن فرموده: مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ و سيد اسماعيل حميرى نيز در اين موضوع اشعار ذيل را سروده است:
|
و لقد سرى فما يسير بليلة |
بعد العشاء بكربلا في موكب |
|
|
حتى أتى متبتلا في قائم |
ألقى قواعده بقاع مجدب |
|