زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٦٣ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
به خداوند پناه برد، و اسماء جلاله را بر زبان جارى كرد، و بعد بياران خود امر كرد تا نزديك او بيايند، آنان نيز نزديك او حاضر شدند، و بفاصله كمى از آن جناب توقف كردند.
در اين هنگام امير المؤمنين ٧ خود را در ميان وادى انداختند، و باد شديدى شروع به وزيدن كرد، شدت باد به اندازهاى بود كه ياران امير المؤمنين قادر بمقاومت نبودند و نزديك بود آنان برو افكنده شوند، و از شدت ترس و وحشت پاهاى آنان در زمين بند نميشد.
در اين وقت كه ترس همگان را فرا گرفته بود، علي ٧ فرياد زدند و خود را معرفى كردند، و به آنان فرمودند: من على بن ابى طالب وصى رسول خدا هستم اكنون اگر قدرت داريد در جاى خود صبر كنيد. در اين هنگام اشخاصى مانند زطيان در مقابل آنها ظاهر شدند، و ياران امير المؤمنين خيال ميكردند كه اين گروه در دست خود شعلههاى آتش دارند، اين اشخاص با كمال اطمينان در اطراف وادى حركت ميكردند.
علي ٧ بسرعت در ميان آن وادى بسير خود ادامه داد، و قراءت قرآن ميكرد و شمشير خود را بطرف چپ و راست اشاره مينمود، در اين وقت آن اشخاص غير عادى كه در كنار وادى ايستاده بودند مانند بخارى و دودى سياه شدند و امير المؤمنين ٧ بار ديگر از ميان وادى بالا آمدند و پس از اينكه زمين روشن شد با يارانش برخاستند و از آن محل دور شدند.
اصحاب حضرت رسول ٦ عرض كردند: يا ابا الحسن شما در اين واقعه چه چيزها مشاهده كردى؟ ما نزديك بود از ديدن بعضى چيزهاى غير عادى از بين برويم علي ٧ فرمود: من هنگامى كه دشمن را مشاهده كردم، اسماء پروردگار را با فرياد بلند خواندم و آنان بسيار كوچك شدند، و من دانستم كه از ترس به اين حال افتادهاند.
پس از اين بدون اينكه از آنها ترسى داشته باشم در ميان وادى براه خود ادامه دادم، و اگر چنانچه آنان بحال اول خود باقى مانده بودند، من همه آنان را از بين