زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٣٧ - ٢٥ - سريه عكاشة بن محصن
هنگامى كه مسلمان شدم و خاتم النبيين مرا تزويج كرد، مشاهده كردم عدد مسلمانها كمتر از سابق بود، من فهميدم اين كثرت عدد براى ارعاب مشركين بوده و خداوند ميخواسته رعب مسلمانها را در دل كفار بيندازد، وى گفت: من سه روز قبل از آمدن پيغمبر در خواب ديدم كه ماه از طرف يثرب آمد و در دامنم نشست، و من كراهت داشتم اين خواب خود را براى كسى بازگو كنم، هنگامى كه مرا اسير كردند از خواب خود اميدوار شدم، پس از اين رسول خدا مرا به همسرى برگزيد.
پيغمبر در اين جنگ به اصحاب خود فرمان داد بطور دسته جمعى به دشمن حمله كنند، و لذا يكنفر از مشركين هم نتوانست فرار كند، ده نفر كشته شدند و بقيه اسير گرديدند، و شعار مسلمين در اين جنگ «يا منصور أمت» بود، رسول خدا دستور فرمود، تمام زنان و كودكان، و چهار پايان و گوسفندان را ضبط كردند.
در اين هنگام به مردم خبر رسيد كه پيغمبر جويريه دختر حارث را تزويج كردهاند، گفتند: پس بنا بر اين بنى مصطلق از خويشاوندان حضرت رسول شدند و آنان آنچه در دست داشتند براى او فرستادند امام صادق سلام اللَّه عليه فرمود: من زنى مانند جويريه كه موجب بركت و شرافت قومش شد زن ديگرى را نديدم و در اين غزوه بود كه: عبد اللَّه بن ابى گفت: لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَ و هم چنين بقيه آياتى كه در اين باره فرود آمده، و قضيه «افك» عايشه هم در اين جنگ پيش آمد.
٢٥- سريه عكاشة بن محصن:
حضرت رسول ٦ در ماه ربيع الأول سال ششم از هجرت عكاشة بن محصن را با چهل نفر به «غمرة» فرستادند، و اين جماعت با گروهى از مشركين برخوردند ليكن آنان مقاومت نكرده فرار كردند و اصحاب پيغمبر با دويست عدد شتر به مدينه بازگشتند.