زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٧٦ - ٤٧ - غزوه طائف
بوسيدند.
انصار گفتند: ما از خدا و رسولش رضايت داريم، اينك اموال ما را هم اختيار داريد قسمت فرمائيد، حضرت رسول فرمود: اى گروه انصار من براى اينكه عدهاى را راضى داشته باشم، و دل آنها را بدست بياورم مقدارى از اين اموال را به آنان بخشيدم ولى شما را به ايمان خودتان واگذار كردم.
اى گروه انصار شما چگونه راضى نميشويد كه ديگران با گوسفندان و شتران باز گردند، و شما به اتفاق رسول خدا مراجعت كنيد، پس از اين فرمود: جماعت انصار از ياوران و افراد مورد اعتماد من هستند، اگر همه مردم بطرفى روانه و انصار بطرفى، من براه انصار خواهم رفت، پروردگارا انصار و فرزندان انصار را مورد لطف و مرحمت خود قرار بده.
محمّد بن اسحاق گفت: از جمله سباياى حنين دختر حليمه سعديه خواهر رضاعى پيغمبر بود، هنگامى كه دختر حليمه نزديك حضرت رسول رسيد گفت: يا محمّد اينك خواهر شما اسير شده است، راوى گويد: پيغمبر رداى خود را براى او پهن نمود و خواهر رضاعيش را روى آن نشانيد، پس از آن بطرف او متوجه شد و از حالات او سؤال كرد، دختر حليمه هنگامى كه مادرش پيغمبر را شير ميداد نسبت به حضرت رسول محبت ميكرد و از وى دلجوئى مينمود.
گروهى از هوازن كه مسلمان شده بودند، در جعرانه خدمت حضرت رسول رسيدند، و گفتند: يا رسول اللَّه! ما داراى اصل و نسب و عشيره هستيم، و اكنون شما ميدانيد گرفتار مصيبت شدهايم، اينك بر ما منت گذاريد، تا خداوند بر شما منت نهد.
در اين هنگام زهير بن صرد، كه سخنگو و خطيب آنها بود برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه، اگر ما حارث بن ابى شمر و نعمان بن منذر را شير داده بوديم، و پس از اين، گرفتار اين گونه بلاها شده بوديم، آنها با فضل و كرم و عاطفه خود از ما ميگذشتند، اكنون شما كه عزيزتر و بزرگوارتر از آنها هستى و اميد است ما را در تحت كفالت خود بگيريد زيرا كه ما كفيلى بهتر از شما سراغ نداريم.