زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤١ - (مناقب حضرت رضا
قرار خواهد داد و چون به اين بيت رسيد:
|
و قبر ببغداد لنفس زكيّة |
تضمّنها الرحمن في الغرفات |
|
حضرت رضا ٧ فرمود: ميل دارم در اين جا دو بيت وارد كنم تا قصيدهات كامل گردد، عرض كرد: بفرمائيد امام ٧ در اين هنگام فرمود:
|
و قبر بطوس يا لها من مصيبة |
توقد بالأحشاء بالحرقات |
|
|
إلى الحشر حتى يبعث اللَّه قائما |
يفرّج عنّا الهمّ و الكربات |
|
دعبل عرض كرد: اى فرزند پيغمبر اين قبرى كه در طوس واقع است متعلق بكيست؟ حضرت فرمود: آن قبر من است، پس از چند روز ديگر طوس مركز رفت و آمد شيعيان من خواهد شد، و آنان براى زيارت قبر من به اين سرزمين خواهند آمد، اكنون بدانيد هر كس در غربت قبر مرا زيارت كند روز قيامت با من در يك درجه خواهد بود.
پس از اين حضرت رضا ٧ از جاى خود حركت نمود و دعبل هم قصيده خود را تا آخر براى آن جناب قرائت كرد، امام ٧ به دعبل فرمود: در اين جا توقف كنيد، و خودش وارد منزل شد و بعد از مختصرى خادم بيرون گرديد و صد دينار و بروايت ديگرى ششصد دينار به دعبل داد، و گفت: امام ٧ ميفرمايد: اين دينارها را در راه خرج كنيد.
دعبل گفت: به خداوند سوگند براى رسيدن به اين دينار قصيده خود را انشاد نكردهام، دعبل پولها را پس فرستاد و گفت: از طرف من به حضرت عرض كنيد: يكى از لباسهاى خود را به من مرحمت كند تا در نزد من بعنوان تيمن و تبرك باشد، حضرت رضا ٧ يك جبه خز با دينارها بار ديگر براى او فرستادند و فرمودند به دعبل بگوئيد اين دينارها را بگير كه در آينده نزديكى به آن احتياج پيدا خواهى كرد.
دعبل پس از اين از مرو حركت كرد، در بين راه راهزنان جلو راه را گرفتند و دعبل و كاروانيان را توقيف كردند، و دستهاى همگان را بستند، و مشغول