زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨٧ - مقام على
شترش انداخت، بعد از كشته شدن ابو جرول مشركين فرار كردند و مسلمين شمشيرهاى خود را بر آنان فرود آوردند، علي ٧ در پيشاپيش مسلمانان در حركت بودند و چهل نفر از كفار بخاك انداختند، و گروهى از آنان را نيز اسير گرفتند، و بقيه هم از معركه بيرون شده و هر يك بگوشهاى فرار كردند.
هنگامى كه حضرت رسول ٦ غنائم حنين را تقسيم ميكرد، ناگهان مرد درازى از راه رسيد و در پيشانيش اثر سجود نمايان بود، وى بطور كلى سلام كرد و به حضرت رسول توجه ننمود، و بعد به پيغمبر گفت: من ديدم تو با اين غنائم چگونه معامله كردى؟ فرمود: چگونه معامله كردم گفت: در تقسيم غنائم جانب عدالت را مراعات نكردى؟!.
در اين هنگام پيغمبر غضب كرد و فرمود: واى بر تو اگر من عدالت نداشته باشم پس چه كسى عدالت خواهد داشت، مسلمين عرض كردند: اين مرد را نميكشيد؟! فرمود:
او را واگذاريد در آينده نزديكى گروهى پيرامون وى را خواهند گرفت، و آنان از دين بيرون خواهند رفت همان طور كه تير از كمان بيرون ميرود، خداوند اين جماعت را در دست بهترين مخلوقات خواهد كشت، و اين جماعت در جنگ خوارج بدست علي ٧ كشته شدند.
مقام على ٧ در جنگ طائف
امير المؤمنين ٧ از طرف حضرت رسول ٦ مأمور شدند كه در هر جا بتى پيدا كنند بشكنند، علي ٧ از طائف بيرون شدند، ناگهان سواران چندى از «خثعم» با گروهى پيرامون او را گرفتند، در اين هنگام مردى بنام شهاب جلو آمد و آن حضرت را بمبارزه طلبيد، امير المؤمنين در مقابل او ظاهر شدند و او را كشتند.
علي ٧ به اتفاق اين سواران براه خود ادامه دادند و تمام بتها را شكستند و در طائف خدمت حضرت رسول رسيدند در حالى كه آن جناب اهل طائف را در محاصره گرفته بود، هنگامى كه پيغمبر وى را ديد تكبير گفت و دست او را گرفت و در گوشهاى با وى بگفتگو پرداخت، پس از اين نافع بن غيلان با سوارانى چند از حصن طائف