زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٦١ - (معجزات حضرت جواد
در خراسان نشسته بودم مردى خدمت آن جناب عرض كرد: اگر شما از دنيا بروى امام كيست؟ فرمود: پسرم ابو جعفر، مثل اينكه سائل از سن ابو جعفر تعجب كرد، حضرت رضا فرمود: خداوند عيسى بن مريم را برسالت و نبوت مبعوث كرد و او را صاحب شريعت نمود در حالى كه كوچكتر از ابو جعفر بود.
٧- يحيى بن حبيب زيات گويد: شخصى كه در خدمت حضرت رضا ٧ بود به من اطلاع داد هنگامى كه مردم از خدمت آن جناب بيرون شدند فرمود: با ابو جعفر ملاقات كنيد و با وى تجديد عهد نمائيد، پس از اينكه مردم متفرق شدند گفت: خداوند مفضل را رحمت كند كه احتياج به اين گونه مطالب پيدا نميكرد.
٨- حسن بن جهم گويد: در خدمت حضرت رضا ٧ بودم كه پسرش را در حالى كه كودك بود پيش خود خواند و او را در دامنش نشانيد، و گفت: پيراهنش را از بدن وى بيرون كن، و ببين در ميان دو كتف او چه خواهى ديد، من نگاه كردم در ميان گوشت مهرى فرو شده بود، حضرت فرمود: او را ديدى و در ميان دو كتف پدرم چنين چيزى بود.
٩- ابو يحيى صنعانى گويد: در خدمت حضرت رضا ٧ بودم كه فرزندش ابو جعفر جواد را در حالى كه كودك بود آوردند، فرمود: مانند اين مولود پر بركت براى شيعيان ما متولد نشده است.
(معجزات حضرت جواد ٧)
١- علي بن خالد گويد: من در ميان لشكر بودم كه به من اطلاع دادند در آن جا مرد محبوسى هست كه وى را دست بسته از طرف شام آوردهاند، و علت حبس و زنجير او از اين جهت است كه وى ادعاى نبوت كرده است، راوى گويد: من بدر زندان رفتم و با دربانان گرم گرفتم آنان هم به من اجازه دادند و من وارد زندان گرديده و خود را به اين مرد كه ميگفتند مدعى نبوت است رسانيدم.
هنگامى كه با وى به گفتگو پرداختم معلوم شد كه اين مرد باهوش و زرنگى است