زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤٤ - (٢)(دلائل امامت امير المؤمنين
است، البته واضح است كه همه اين معانى مقصود نبوده است، زيرا ولاء عتق قبل از آمدن شريعت اسلام در ميان اعراب جريان داشته و همگان از اين موضوع اطلاع داشتند و نيازى نبود كه پيغمبر اين مسأله را به آنان اطلاع دهد، و هم چنين است معانى، همسايه و دامادى و پسر عم زيرا كه همه مسلمين ميدانستند كه علي ٧ با حضرت رسول ٦ پسر عم است و داماد او هم ميباشد.
و نيز از معانى «مولى» ولايت در دين، و يارى كردن، و محبت و دوستى است، و بسيار روشن است كه اين معانى هم مقصود نبودهاند، زيرا همگان ميدانند كه مؤمنين بايد با يك ديگر محبت و دوستى داشته باشند و يك ديگر را يارى كنند، و از دين خود دفاع نمايند، پس بنا بر اين تمام اين معانى در اين جا مقصود نيستند و حضرت رسول ٦ از اين جمله معنى مهمتر و بزرگترى را اراده كرده است.
چگونه ممكن است پيغمبر مردم را در اين محل غير مناسب پياده كند، و آنان را روى زمينهاى داغ بنشاند و خود بالاى جهاز شتران برود و خطبه مفصلى بخواند و بعد براى گروه مهاجر و انصار موضوعاتى را در ميان بگذارد كه همگان از آنها اطلاع دارند، و ليكن حق اين است كه مطلب غير از اينها است و حضرت رسول مقصودى بسيار عالى داشتهاند.
معنى حقيقي و واقعى «مولى» در اين جمله همان معنى «اولى» است كه متضمن معنى امر و نهى و تدبير امور ملت و اصلاح شئون زندگى مسلمين ميباشد، و باقى معانى و اقسام هيچ گونه تناسبى با مقام ندارد، و اگر غير از اين معنى ديگرى اراده شود فرمايش حضرت رسول در آن اجتماع بزرگ خالى از فائده خواهد بود، و پيغمبر اكرم نيز هرگز سخن بيفايده بر زبان نميراند، و مقصود آن بزرگوار در آن اجتماع بزرگ اين بود كه امير المؤمنين را بعنوان خلافت و زمامدارى مسلمين معرفى كند.
يكى از رواياتى كه ميتوان به امامت و خلافت امير المؤمنين ٧ استدلال كرد حديث معروف «أنت منّي بمنزلة هارون من موسى الّا أنه لا نبىّ بعدى» ميباشد و به