زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤٣ - (٢)(دلائل امامت امير المؤمنين
است و اهل لغت هم مولى را در اين معنى استعمال كردهاند.
پس بنا بر اين لفظ «مولى» در اين حديث معنى امامت را در بر دارد همان گونه كه ميگويند: سلطان و حاكم اولى است به اقامت حدود تا رعيتش و مولى سزاوارتر است از ديگران به عبدش و فرزندان ميت از ديگران بميراث پدرشان اولى هستند و خداوند در اين مورد فرموده: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ در تفسير اين آيه شريفه بين مفسرين اختلاف نيست كه مقصود از «اولى» اين است كه حضرت رسول بتدبير مسلمين و امر و نهى در باره آنان از همگان اولى است.
اكنون معلوم شد پيغمبر از جهت اينكه اطاعتش بر همه مسلمين واجب است حتى به خود آنان بيش از خودشان ولايت دارد و سزاوار است كه در باره آنها هر گونه امر و نهى بفرمايد و شئون زندگى آنان را در دست خود گيرد اين معنى در باره امير المؤمنين ٧ نيز كاملا صدق ميكند و او هم مانند پيغمبر است زيرا اطاعت او هم واجب است و امر و نهى و تدبير زندگى و شئون اجتماعى مسلمين در اختيار اوست زيرا كه آن جناب فرمود: «من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه».
دوم- استدلال ديگرى كه ما ميتوانيم به اين حديث شريف بنمائيم اين است كه: ما از مقدمه صرف نظر ميكنيم و به همين جمله كه فرمود: «من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه» اكتفاء مينمائيم. البته پيداست كه حضرت رسول ٦ در روز غدير در حضور گروه مهاجر و انصار با اظهار اين جمله ميخواست حقى را كه مخصوص امير المؤمنين ٧ بود براى مردم ابراز كند و حق مطلب را اداء نمايد.
اكنون لازم است كه ما تمام معانى و اقسام «مولى» را ذيلا بيان كنيم تا آن چه با حضرت رسول تناسب دارد و يا معانى غير مناسب با آن جناب روشن گردد، «مولى» در لغت بمعنى «حليف» آمده است، و اين معنى اين حضرت رسول هيچ گونه تناسبى ندارد زيرا كه آن جناب با كسى حليف نبوده و با هيچ يك از قبائل عرب قرار دادى نداشته است.
و از جمله معانى كه براى «مولى» ذكر شده معتق، جار، صهر، امام و ابن عم