زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٦٦ - ٤٥ - سريه خالد بن وليد
٤٤- سريه عبد اللَّه بن سهيل:
حضرت رسول ٦ عبد اللَّه بن سهيل بن عمرو را به طرف «بنى محارب» فرستادند و آنان مسلمان شدند و جماعتى هم خدمت پيغمبر رسيدند.
٤٥- سريه خالد بن وليد:
پيغمبر اكرم خالد بن وليد را به سوى «بنى جذيمه» فرستاد، خالد بن وليد چون از زمان جاهليت با افراد اين قبيله اختلاف داشت لذا موقع را غنيمت شمرد و بر خلاف فرمان پيغمبر با اين عشيره جنگ كرد و عدهاى از آنها را كشت و جماعتى را اسير كرد.
جريان قضيه از اين قرار است كه: چون خالد بن وليد نزديك منازل بنى جذيمه رسيد آنان با اسلحه خود از وى استقبال كردند، و گفتند: يا خالد ما سلاح خود را براى جنگ با خدا و رسولش بر نداشتهايم و اينك همه مسلمان هستيم، و اگر چنان چه پيغمبر شما را براى اخذ زكاة و صدقات فرستاده، شتران ما را برداريد ببريد.
خالد گفت: اسلحه خود را زمين بگذاريد، گفتند: ما ميترسيم شما با ما مكر كنيد و احقاد زمان جاهليت را مورد عمل قرار دهيد، و حال اينكه خدا و رسولش جريان جاهليت را از بين بردند و اخوت اسلامى جاى تفرقه را گرفت، خالد از نزد آنها مراجعت كرد و پس از مختصرى با افراد خود به آنان حمله آورده عدهاى را كشت و جماعتى را هم اسير كرد. و بعد از اين امر كرد اسيران را هم كشتند.
جريان اين واقعه را به حضرت رسول گزارش دادند، وى از كارهاى خودسرانه خالد و فجايع او اظهار عدم رضايت كرد، و دست خود را بطرف آسمان برداشت و گفت: پروردگارا من از اعمال خالد برائت دارم پس از اين گريه كرد و على ٧ را نزد خود طلبيد، و فرمود: اكنون برويد و جريان امر را از نزديك مشاهده كنيد حضرت مقدارى طلا هم دادند تا به افراد اين قبيله داده شود و آنان را از پيغمبر راضى نمايد.