زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٣٣ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
به خداوند قسم او را ديدم آب ميخورد تا آنگاه كه شكمش پر ميشد بلافاصله در اثر عارضه آبها را قى ميكرد و فرياد ميزد از تشنگى مردم و او همواره فرياد تشنگى ميزد تا آنگاه كه جان سپرد.
هنگامى كه امام حسين مشاهده كرد لشكريان زيادى بكربلا مىآيند براى ابن سعد پيام فرستادند كه ميل دارم با شما خلوت كنم، پس از اين مدتى در نهانى با هم سخن گفتند، بعد از مذاكرات عمر بن سعد براى عبيد اللَّه بن زياد نوشتند خداوند اين آتش را خاموش گردانيد، اينك حسين بن علي تصميم گرفته است به جاى اولش برگردد و يا در يكى از مرزها مسكن گزيند و مانند يكنفر مسلمان زندگى كند، و يا خودش بطرف يزيد برود و اختلافات خود را با وى حل كند، اين پيشنهاد هم براى تو و هم براى ملت صلاح است.
عبيد اللَّه بن زياد پس از اينكه نامه عمر بن سعد را قرائت كرد گفت: نامه نصيحت آميزى است، شمر بن ذى الجوشن كه در مجلس حاضر بود بپا خواست و گفت: تصميم گرفتهاى پيشنهاد عمر بن سعد را قبول كنى، اينك حسين با پاى خود در سرزمين تو قدم گذاشته، و در پهلويت جاى گرفته است، به خداوند سوگند اگر وى از اين محل برود قوت پيدا خواهد كرد و تو هم ضعيف خواهى شد، اينك بايد حسين در فرمان تو داخل شود، پس از آن هر تصميمى دارى انجام بده.
ابن زياد گفت: حرف شما حسابى است اينك اين حكم را بگير و بكربلا برو، اگر عمر بن سعد با حسين بن علي جنگ كرد شما چيزى بزبان نياوريد، اگر استنكاف ورزيد خود فرماندهي لشكر را بعهده بگير، و گردن او را بزن براى من بفرست، و نامهاى هم براى ابن سعد نوشت كه من براى اصلاح خود و حسين شما را نفرستادهام اكنون برسيدن نامه اگر حسين به پيشنهاد ما توجه نكرد بر وى حمله كن و آنها را بقتل برسان و پس از كشتن آنان را مثله نما.
پس از اينكه حسين و ياران او را كشتى بر ابدان آنها اسب تازى كن، من ميدانم پس از كشته شدن اسب راندن بر ابدان آنان فائده ندارد و ليكن چون از زبانم گذشته