زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٨ - (آزار و اذيت مشركين به حضرت رسول
كس از اين امر جلوگيرى كرد، گردنش را بزن، راوى گويد حمزه امر ابو طالب را اجرا كرد و آنان هم مقاومت نكردند، پس از اين گفت: اى برادرزاده اين است مقام و شخصيت شما در نزد ما.
عمرو بن ميمون از عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت: هنگامى كه حضرت رسول ٦ در حال سجده بود و جماعتى از قريش هم نزديك او بودند و بچهدان شترى هم در آنجا بود، يكى از آنها گفت: كه اين رحم شتر را ميگيرد و بر روى محمد مىاندازد؟ در اين هنگام عقبة بن ابى معيط حاضر شد و اين عمل زشت را انجام داد حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و او را از پشت حضرت برداشت، و به كسى كه مرتكب اين كار شده بود نفرين كرد، عبد اللَّه گويد: من پيغمبر را ديدم كه در آن روز مشركين را نفرين ميكرد، و جز در اين روز او را در حال نفرين نديده بودم.
پيغمبر فرمود: خدايا اشراف قريش مخصوصا ابو جهل، و عتبة بن ربيعه، و شيبة بن ربيعه، و عقبة بن ابى معيط، و امية بن خلف را هلاك كن، عبد اللَّه گفته: حضرت رسول ٦ نام هفت نفر را بردند و من همه آنها را در روز بدر كشته ديدم كه اجساد آنها را به چاه عميقى انداختند. و امية بن خلف چون مردى جسيم بود قبل از اينكه به ته چاه برسد از هم پاره پاره شد- بخارى اين روايت را در صحيح خود نقل كرده است خباب گويد: خدمت حضرت خاتم النبيين رسيدم در حالى كه خود را به بردى پيچيده و در سايه كعبه نشسته بود، و ما از مشركين آزار و اذيت زيادى را ديده بوديم، عرض كردم: يا رسول اللَّه! آيا براى ما دعا نميكنى؟ پيغمبر در اين هنگام نشسته و چهرهاش قرمز شده بود، فرمود: كسانى كه قبل از شما بودند، اگر با ميخها گوشت و استخوان آنها را سوراخ ميكردند، آنان از دين و عقيده خود بر نميكشتند.
قبل از شما اشخاصى بودند كه آنها را با اره از هم نصف ميكردند، ليكن از عقيده و مذهب خود دست بردار نبودند، خداوند اين امر را به پايان خواهد رسانيد، و هنگامي خواهد رسيد كه يك سواره از صنعاء تا حضرموت خواهد رفت و جز پروردگار از احدى نخواهد ترسيد. اين حديث را بخارى در صحيح خود روايت كرده است.