زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٨٣ - (خصائص حضرت هادى
عازم سامراء گرديد، پس از ورود بسامرا متوكل او را اذن ورود نداد و چند روزى در «خان صعاليك» كه جاى غريبان و مسافران بود منزل كرد، بعد از اين متوكل دستور داد منزل خصوصى براى آن جناب ترتيب دادند و از كاروانسرا به آنجا منتقل شد.
٣- صالح بن سعيد گويد: من روز ورود حضرت هادى سلام اللَّه عليه خدمتش رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم اينان تصميم دارند نور شما را خاموش كنند و مقام شما را پائين بياورند، تا آنجا كه شما را در اين كاروانسرا كه جاى غريبان است منزل دادهاند.
حضرت هادى فرمود: ناراحت نباشيد و معرفت تو نسبت به ما بايد بيش از اينها باشد، پس از اين با دست خود اشاره كردند ناگهان چشمهايم به بوستانهائى افتاد كه نهرهاى فراوانى از زير درختها جارى بود و زنان معطرى از زير آنها عبور ميكردند و جوانان خدمتگزار در آمد و شد بودند، چشمم از ديدن آنها خيره شد و بر حيرتم افزوده گرديد، بعد فرمود: ما هر جا كه باشيم اينان با ما هستند و لو در كاروانسراى غريبان منزل كنيم.
متوكل عباسى همواره آن حضرت را آزار ميداد و هر روز براى وى نقشهاى ميكشيد تا مقام او را در بين مردم پائين بياورد و ليكن هر چه كوشش ميكرد نتيجه نميگرفت اخبار امام هادى سلام اللَّه عليه با متوكل زياد است كه ذكر همه آنها كتاب را طولانى ميكند و بهمين اندازه كفايت ميكند.
ابو هاشم جعفرى در باره حضرت هادى گفته:
|
مادت الأرض بى و أدّت فؤادى |
و اعترتنى موارد العرواء |
|
|
حين قيل الامام نضو عليل |
قلت نفسى فدته كلّ الفداء |
|
|
مرض الدين لاعتلالك و اعتلّ |
و غارت له نجوم السماء |
|
|
عجبا إن منيت بالدّاء و السقم |
و أنت الامام حسم الدّاء |
|
|
أنت آسى الادواء في الدّين و الدنيا |
و محيى الاموات و الاحياء |
|
«في أبيات»