زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٦٣ - ٤١ - غزوه فتح
اين موضوع را مخفى بدار و اظهار مكن، پيغمبر فرمود: خداوند از مساعى على سپاسگزار است، و من به خاطر ام هانى كه خواهر على ميباشد اشخاصى را كه در خانه او هستند پناه ميدهم.
بشير نبال از حضرت صادق ٧ روايت كرده كه آن جناب فرمود: حضرت رسول ٦ در فتح مكه فرمودند: كليد كعبه در دست كيست؟ عرض كردند: كليد نزد ام شيبه است، فرمود: شيبه را حاضر كنيد وى خدمت آن جناب رسيد، فرمود:
اكنون نزد مادر خود برويد و كليد را از وى بگيريد بياوريد، شيبه نزد مادرش رفت و جريان را گفت، مادر شيبه از اين جريان ناراحت شد و به پسرش گفت: به محمّد بگو:
شما مردان ما را كشتى و اينك تصميم گرفتهاى شرافت و افتخار را هم از ما بگيرى؟!.
حضرت رسول فرمود: به مادرت بگو يا كليد را بفرستد و يا اينكه دستور خواهم داد وى را بكشند، ام شيبه كليد را خدمت پيغمبر فرستادند و پس از اين پيغمبر عمر را خواستند و فرمودند: اين است تعبير خوابى كه قبلا ديده بودم!، بعد از اين جريان، حضرت رسول بپا خواستند و درب خانه را گشودند و سپس كعبه را پوشانيدند و از آن روز كعبه پوشانيده ميگردد.
حضرت خاتم النبيين آن كودك را پيش خود دعوت كردند، و رداى خود را هم پهن نمودند و كليد را روى آن گذاشتند، و به آن غلام فرمودند: اينك كليد را بمادر خود برگردانيد، امام صادق سلام اللَّه عليه فرمود: بزرگان و مشايخ قريش در كعبه خدمت پيغمبر رسيدند و آنان خيال ميكردند كه كشته خواهند شد.
پيغمبر در اين هنگام بطرف خانه آمد و دستش را در دو طرف در بيت قرار داد و فرمود: خداوندى كه وعده خود را پايان داد، و بندهاش را يارى كرد، و بر احزاب و جمعيتها غلبه داد، پس از اين فرمود: شما چه خيال ميكنيد و چه نظرى داريد؟
سهيل بن عمرو گفت: ما در باره شما گمان خير داريم شما برادر مهربان و پسر عم