زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٩ - معجزاتى كه قبل از بعثت به ظهور رسيده نگاشته مىشود
مستور بدار و به همراهان خود مطلبى اظهار مكن، زيرا اينها با او دشمن هستند، من ميترسم اينها بر وى حسد برند.
اين جماعت مىترسند كه وى رياست را در دست بگيرد، و لذا براى او مشكلاتى ايجاد خواهند كرد، و مكر و حيلهها بكار خواهند برد تا از كارهاى او جلوگيرى كنند يقينا اين افراد و يا فرزندان آنها اين عمل را انجام ميدهند، اگر من قبل از بعثت از دنيا نروم با افراد و لشكريان خود از وى حمايت ميكنم تا او را در يثرب در جاى خود مستقر كنم.
من در كتاب خود ديدهام كه وى در يثرب اقامت خواهد كرد، و اين محل مركز حكومت او ميگردد، وى در اين شهر احكام خود را بمردم خواهد رسانيد و در همان جا از دنيا خواهد رفت، اگر من ميدانستم كه وى از آفات و بليات محفوظ ميماند، اكنون با اينكه وى كودك است امر او را بمردم اعلان ميكردم، و اشراف عرب را بدنبال او ميكشانيدم ولى اكنون من محبتهاى خود را در باره تو انجام ميدهم و به دوستان و همراهان تو نيز كمكهاى لازم را مينمايم.
راوى گويد: پس از اين سيف بن ذى يزن امر كرد به هر يك از همراهان عبد المطلب ده غلام و ده كنيز و دو حله از برد يمانى و صد عدد شتر و پنج رطل طلا و ده رطل نقره و مقدار زيادى عنبر بدهند، و به عبد المطلب ده برابر اينها بخشيد و گفت قبل از اين كه سال به پايان برسد بار ديگر نزد من بيا، ليكن وى پيش از اينكه سال بپايان رسد وفات كرد.
راوى گويد: عبد المطلب در اكثر مواقع مىگفت: اى جماعت قريش شما از كثرت عطاء ملك نسبت به من غبطه نخوريد، زيرا اين نوع بخششها زود از بين ميرود ليكن وى هديهاى به من داد كه براى هميشه محفوظ است، خوب است براى اين غبطه بخوريد، زيرا فخر و شرف در اين جا مىباشد، مردم در جواب حضرت عبد المطلب ميگفتند: اين هديه چه بود كه ملك بشما داد و ما او را نديديم، ميفرمود: آثار اين هديه را بعد از اين خواهيد ديد.