زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٦٢ - (مناقب و فضائل حضرت سجاد
|
و تحكيمه حجرا أسودا |
و ما كان من نطقه المستبان |
|
|
بتسليم امر [عمّ] بغير امتراء |
الى ابن اخ منطقا باللسان |
|
|
شهدت بذلك حقا كما |
شهدت بتصديق آى القرآن |
|
|
عليّ امامى و لا أمترى |
و خلّيت قولى بكان و كان |
|
٣- حضرت صادق ٧ فرمود: ابو خالد معتقد بامامت محمد بن حنفيه بود و از كابل حركت كرد و بسوى مدينه آمد در مدينه شنيد محمد بن حنفيه حضرت سجاد ٧ را «يا سيدى» خطاب ميكند ابو خالد گفت: برادرزادهات را بطورى مورد خطاب قرار دادهاى كه احدى وى را اين چنان خطاب نميكند محمد گفت: وى در نزد حجر اسود با من محاكمه كرد و من از حجر شنيدم ميگفت امر امامت را به برادرزادهات واگذار زيرا كه وى به اين امر از تو سزاوارتر است پس از اين جريان ابو خالد از عقيده سابق خود دست برداشت و به امامت حضرت سجاد معتقد گرديد.
٤- از ابو خالد روايت شده كه وى گفت: حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام بمن گفت يا كنگر بخداوند قسم جز پدر و مادرم كسى از اين اسم من اطلاع نداشت.
(مناقب و فضائل حضرت سجاد ٧)
١- سعيد بن كلثوم گويد: در خدمت حضرت صادق ٧ بودم در اين هنگام امام از على بن ابى طالب ٧ ياد كرد و آن جناب را طبق واقع و حقيقت مدح و ثنا نمود و سپس فرمود بخداوند قسم كسى جز امير المؤمنين ٧ نتوانست اعمال حضرت رسول ٦ را انجام دهد علي ٧ مانند مرديكه ميان بهشت و دوزخ قرار گرفته عمل ميكرد از ثروت شخصى خود كه با عرق جبين و كد يمين فراهم كرده بود هزار بنده خريد و آزاد كرد لباسهاى آن حضرت از كرباس تهيه ميشد و هر گاه آستينش مقدارى زياد ميشد او را قطع ميكرد و در ميان فرزندان و خويشاوندانش علي بن الحسين مانند او زندگى مينمود روزى فرزندش ابو جعفر باقر ٧ بر او وارد شد مشاهده كرد پدرش از فرط عبادت كاملا چهرهاش تغيير كرده و از بيدارى شبها صورتش زرد شده و از گريه كردن