زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٩ - ٢ - بيرون شدن آب از ميان انگشتان حضرت رسول
پس از اين فرمود: اى درخت اگر به خدا و روز جزا ايمان دارى، و ميدانى كه من رسول پروردگار هستم از جاى خود حركت كن و باذن خداوند در مقابل من قرار گير، امير المؤمنين ٧ فرمود: به خداوند قسم درخت از محل خود كنده شد و در حالى كه جوش و خروشى هم ميكرد خدمت حضرت رسول توقف كرد، و مانند پرندگان كه بالهاى خود را پهن ميكنند، شاخههاى خود را روى آن حضرت باز كرد، مقدارى از شاخهها روى سر حضرت قرار گرفت، و بعضى هم بر پشت من نشست.
در اين هنگام قريش به اين جريان نگاه ميكردند، و از روى تكبر و نخوت گفتند: امر كن نصف آن نزد شما بيايد، و نصف ديگرش در جاى خود توقف كند، حضرت امر فرمود درخت هم اطاعت كرد، و با وضع شگفتانگيزى رو به آن جناب كرد باندازهاى كه نزديك بود به بدن او چسبيده شود، آنان بار ديگر از روى كفر و عناد گفتند: امر كن اين نصف هم به نصف ديگر ملحق گردد، حضرت امر فرمود آن نصف به جاى اول خود برگشت.
امير المؤمنين ٧ فرمود: من گفتم: خدائى جز خداى يكتاى بيهمتا نيست يا رسول اللَّه من اولين كسى هستم كه به اين موضوع اقرار ميكنم و ايمان مىآورم من اعتقاد دارم كه اين درخت اين كارهائى را كه انجام داد بفرمان پروردگار بود و اين عمل درخت تصديق نبوت و رسالت تو و همچنين براى احترام فرمايش تو بود، اشراف قريش گفتند: اين عمل شما سحر و جادوگرى است و آيا جز اين (مقصودشان امير المؤمنين ٧ بود) ديگرى شما را تصديق ميكند؟!
٢- بيرون شدن آب از ميان انگشتان حضرت رسول ٦
در يكى از مسافرتها اصحاب آن حضرت از بىآبى شكايت كردند و خدمت پيغمبر عرض نمودند: ما از نبودن آب در معرض هلاك و تلف قرار گرفتهايم فرمود:
ناراحت نباشيد خداوند با من هست و من كارهاى خود را به پروردگار واگذار ميكنم.
در اين هنگام حضرت رسول ٦ مشك آبى را طلبيد و مقدارى آب بر وى پاشيد، پس از اين دست مبارك خود را در آن قرار داد، در اين هنگام آب از ميان