زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٤٨ - ٣٦ - سريه عبد الله بن رواحه
وى را در برگرفتند، و پيشانى او را بوسيدند، حضرت رسول قبل از اينكه به خيبر بروند، عمرو بن اميه ضميرى را بطرف حبشه فرستادند و نجاشي را به اسلام دعوت كردند، و او هم مسلمان شد و دعوت پيغمبر را قبول كرد، و نيز عمرو مأمور بود كه جعفر را با اصحابش بطرف مدينه بياورد، نجاشى هم وسائل حركت آنها را تهيه كرد و آنان را با دو كشتى روانه مدينه نمود.
٣٦- سريه عبد اللَّه بن رواحه:
زهرى روايت ميكند حضرت رسول ٦ عبد اللَّه بن رواحه را به اتفاق سى نفر سواره كه از جمله آنها عبد اللَّه بن انيس بود بطرف يسير بن رزام يهودى فرستادند، جريان واقعه از اين قرار بود كه: به پيغمبر اطلاع داده بودند «يسير بن رزام» جماعتى از «غطفان» را جمع كرده و تصميم دارد با مسلمين جنگ كند.
اصحاب حضرت رسول نزد يسير بن رزام رفتند و گفتند: ما فرستادگان پيغمبر هستيم، و او ميل دارد شما را در خيبر حاكم قرار دهد، يسير بن رزام با سى نفر از ياران خود به اتفاق مسلمين حركت كردند تا حضور حضرت رسول برسند، در اين هنگام اصحاب عبد اللَّه آنان را تحت نظر داشتند، و هر كدام از مسلمانها با يكى از يهوديان هم رديف شدند.
هنگامى كه شش ميل از محل دور شدند، يسير بن رزام از آمدن خود به اتفاق عبد اللَّه پشيمان شد، و دستش را بطرف شمشير عبد اللَّه دراز كرد، عبد اللَّه از نيت او مطلع شد و شتر خود را بطرف جلو راند، عبد اللَّه بن رواحه از اين نيت شوم وى ناراحت گرديد و يهوديان را با فشار و سختى تعقيب كرد، تا وقتى كه فرصت پيدا كرد خود را به يسير بن رزام رسانيد، و با شمشير پاى وى را قطع نمود.
در اين هنگام يسير با شدت و شتاب خود را جلو كشيد و با عصائى كه در دست داشت استخوان سر عبد اللَّه را آسيب رسانيد و صورت او را خون آلود كرد، پس از اين جريان مسلمين يهوديان را كشتند، جز يك نفر از آنان كه كشته نشد، و از مسلمانان كسى آسيب نديد، و آنان بعد از اين جريان خدمت حضرت رسول ٦