زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٤٦ - ٣٥ - غزوه خيبر
زراره گويد: حضرت باقر ٧ فرمود: امير المؤمنين ٧ بطرف حصن يهودان پيش رفتند، و آنان در قلعه را بروى آن جناب بسته بودند، علي ٧ در حصار را از جاى كندند، و براى خود سپر قرار دادند، و بعد او را پشت گرفتند تا مسلمانها از روى آن عبور كنند.
حضرت باقر سلام اللَّه عليه فرمود: به خداوند قسم علي بن ابى طالب از سنگينى در كه به پشت آن جناب فشار آورده بود عبور و مرور مردم را احساس نميكرد پس از اينكه مسلمين از روى در عبور كردند و داخل قلعه شدند امير المؤمنين ٧ در را دور انداخت، و در اين وقت به حضرت رسول ٧ مژده آوردند كه علي بن ابى طالب قلعههاى يهوديان را گشود و اينك داخل حصن شده است.
در اين هنگام حضرت خاتم النبيين ٦ بطرف حصار تشريف فرما شدند علي بن ابى طالب از آن جناب استقبال كرد، پيغمبر فرمود: كارهاى پسنديده شما را به من رسانيدند، اينك خداوند و من از شما راضى هستيم، هنگامى كه امير المؤمنين اين سخن را شنيدند گريه كردند، پيغمبر فرمود: چرا گريه ميكنى؟ عرض كرد:
از رضايت خدا و رسول گريه شوق مرا فرا گرفته است و خوشوقت هستم كه عمل من در پيشگاه پروردگار مورد قبول واقع گرديده.
علي بن ابى طالب ٧ در جنگ خيبر صفيه دختر حيى بن اخطب را به اسارت گرفتند، و او را به بلال حبشي سپردند و فرمودند: صفيه را خدمت حضرت رسول ٦ ببريد تا در باره وى تصميم بگيرد، بلال صفيه را از ميدان جنگ و كنار كشتهها عبور داد، هنگامى كه چشم او به كشتهشدگان افتاد از فرط اندوه نزديك شد قالب تهى كند، پيغمبر به بلال فرمود: مگر رحم در دل شما نبود كه صفيه را از ميدان جنگ عبور دادى؟!، پس از اين پيغمبر صفيه را آزاد كرد و سپس با وى ازدواج نمود.
ابان گويد: هنگامى كه حضرت رسول ٦ از امر خيبر فارغ شدند، پرچمى را برافراشتند تا عدهاى را براى تصرف باغهاى فدك بفرستند، پس از عقد لواء فرمود:
كدام يك از شما حاضريد اين پرچم را در دست گيريد و مأموريت را به خوبى انجام