زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٦٩ - (مناقب مخصوصه امير المؤمنين
در اين هنگام پيغمبر فرمود: بخداوند سوگند پرچم را بدست كسى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد، و خدا و رسولش هم او را دوست دارند، وى هرگز از جنگ فرار نميكند، پروردگار اين قلاع يهوديان را بدست او خواهد گشود.
امير المؤمنين ٧ فرمود: پس از اين حضرت رسول ٦ دنبال من فرستادند و من هم بدرد چشم سختى گرفتار بودم، با همين وضع و گرفتارى خدمت آن بزرگوار رسيدم، پيغمبر با آب دهان مباركش چشمهاى مرا تر كردند و فرمودند: پروردگارا علي را از گزند سرما و گرما نگهدارى فرما، من پس از اين جريان از سردى و گرمى اذيت نميشوم.
در روايت ديگرى آمده است كه: آن حضرت در چشمان من دميد، و پس از آن از درد چشم راحت شدم و پرچم را به من دادند و بطرف قلاع خيبر حركت كردم و يهوديان را از بين بردم و دژهاى استوار آنان را گشودم، حسان بن ثابت شاعر پيغمبر در اين باره گفته:
|
و كان علىّ ارمد العين يبتغى |
دواء فلما لم يحسّ مداويا |
|
|
شفاه رسول اللَّه منه بتفلة |
فبورك مرقيا و بورك راقيا |
|
|
و قال: ساعطى الراية اليوم صارما |
كميا محبا للرسول مواليا |
|
|
يحبّ الهى و الاله يحبّه |
به يفتح اللَّه الحصون الأوابيا |
|
|
فأصفى بها دون البرية كلّها |
عليّا و سمّاه الوزير المؤاخيا |
|
١٠- سويد بن غفله گويد: ما على بن ابى طالب را در شدت گرماى تابستان ديديم در حالى كه دو جامه روى يك ديگر پوشيده بود، عرض كرديم: سرزمين ما هوايش سرد است و مانند مملكت شما نيست! فرمود: من هم قبل از اين سرماخور بودم و ليكن از موقعى كه حضرت رسول ٦ مرا به جنگ خيبريان فرستادند و از آب دهان مباركشان بر چشمانم ماليدند و در حق من دعا كردند از آن روز تاكنون دچار درد چشم نشدهام و از سرما و گرما نيز محفوظ هستم.
١١- يكى از فضائل مخصوصه امير المؤمنين ٧ فرمايشى است كه حضرت