زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٣٦ - (دلائل ديگرى در امامت ائمه اطهار
به نظام، اختصاص داشتند.
و كسى كه بخواهد اين اشخاص را كه قائل به امامت ائمه اطهار بودند و به آنها اختصاص داشتند انكار كند، مثل اين است كه اختصاص افراد مزبور را به ابو حنيفه و يا شافعى منكر شود، و اين اشخاص كه انكار حقائق ميكنند يا از روايات و اخبار اطلاع ندارند و در جهل و غوايت فرو رفتهاند، و يا اينكه معاند و مكابر هستند و پرده روى واقعيات ميكشند.
اكنون كه اين موضوع روشن شد و معلوم گرديد كه اماميه قائل به امامت اهل بيت اطهار عليهم السّلام ميباشند، و اين خالى از دو وجه نيست، يا اينكه در ادعاى خود راستگو هستند و حق با آنها است، و يا در ادعاى خود راه باطل ميروند، و اگر چنان كه در دعاوى خود كه اثبات نص و عصمت و معجزه و كرامت باشد صادق باشند امامت آنها ثابت است.
و اگر چنانچه در دعاوى خود راستگو نباشند و معتقدات آنان باطل گردد، پس چرا ائمه از اهل بيت كه مورد اعتماد و محل تصديق فرق مسلمين هستند و به پاكى و طهارت و علم و فضيلت آنها اتفاق دارند مدعيان خودشان را كه آنان را معصوم و منصوص ميدانستند و براى آنها معجزه و كرامت قائل بودند و اخماس و زكوات خود را به آنها ميپرداختند از خود دور نميكردند، بلكه آن بزرگواران اين گونه اشخاص فداكار را بخود نزديك مينمودند و آنها را در اظهار عقائد و تبليغ رسالات خودشان تشويق و تاييد ميكردند.
و اكنون كه اجماع به طهارت و پاكى و فضيلت و تقوى آل محمد عليهم السّلام اقامه شد، و آن حضرات هم طرفداران خود را به اظهار امامت و تبليغ احكام خودشان دعوت ميكردند و از خلفاى جور و عمال آنها اظهار برائت مينمودند، و از عقائد ضاله و مضله فقهاى گمراه جلوگيرى ميكردند، معلوم شد كه آن حضرات شايسته مقام امامت بودهاند و ديگران راه باطل ميرفتهاند، و البته اين مطلب بسيار روشن است براى كسى كه تعقل داشته باشد.