زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨٤ - (بيعت انصار)
از اين جريان بازداريد.
اسيد بن حضير آمد، هنگامى كه چشم اسعد بر وى افتاد به مصعب گفت: اين مرد يكى از اشراف است اگر امر شما را قبول كند اميدوارم موفق گرديد، اينك وى را هدايت كنيد، اسيد نزد آنها رسيد و گفت: يا ابا امامه دائى شما ميگويد:
در اجتماعات ما شركت نكن و جوانان ما را فاسد نگردان و از اوس بر خود نگران باش مصعب گفت: ممكن است مقدارى توقف كنيد تا مقصود خود را به شما عرضه كنيم اگر مايل شديد پيشنهاد ما را بپذيريد و اگر مطالب ما را قبول نكرديد ما از محله شما خواهيم رفت، اسيد نشست مصعب براى او سوره از قرآن را خواند، اسيد گفت:
شما چگونه داخل اين امر ميشويد، گفت: ما ابتداء غسل ميكنيم و پس از آن لباس پاكيزه ميپوشيم و نماز ميگزاريم.
در اين هنگام اسيد بن حضير خود را در چاه آب افكند، و پس از خروج از چاه لباسهاى خود را خشك نمود، و گفت: مطالب خود را بر من عرضه كن، مصعب كلمه شهادتين به او تلقين كرد، اسيد نيز آن را بر زبان جارى نمود، و بعد از آن دو ركعت نماز نيز خواند.
پس از اين گفت: يا ابا امامه من اينك دائى شما را به اين جا ميفرستم، و به هر وسيلهاى باشد او را نزد شما روانه خواهم كرد، اسيد از نزد آنها به منزل سعد بن معاذ مراجعه كرد، هنگامى كه چشم سعد بر وى افتاد گفت: من سوگند ياد ميكنم كه اسيد قيافهاش تغيير كرده و مانند اول نيست.
سعد بن معاذ پس از اينكه اسيد مطالبى را به وى گفت، نزد اسعد بن زراره و مصعب رفت، مصعب هنگامى كه سعد را ديد سوره حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ براى او قرائت كرد، مصعب گويد وقتى كه سعد اين آيات را شنيد من اسلام را در چهره او ديدم پيش از اينكه وى سخن بگويد، او پس از استماع قرآن سفارش كرد از منزلش لباس تميز آوردند، پس از اينكه غسل كرد جامهها را پوشيد و شهادتين را بر زبان جارى و دو ركعت نماز هم خواند.