زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٢٧ - ١٨ - غزوه معونه
١٨- غزوه معونه:
پس از اينكه چهار ماه از واقعه احد گذشت ابو براء عامر بن مالك بن جعفر ملاعب الأسنه در مدينه خدمت حضرت رسول ٦ رسيد، پيغمبر اسلام را بر وى عرضه داشت او نيز قبول كرد و مسلمان شد، پس از آن عرض كرد: اگر جماعتى از ياران خود را به طرف نجد بفرستى و مردمان آن سامان را به اسلام دعوت كنند اميدوارم آنها اسلام را اختيار كنند.
پيغمبر فرمود: من از اهل نجد بر آنها بيمناك هستم، ابو براء عرض كرد: يا رسول اللَّه! من اصحاب شما را در پناه خود خواهم گرفت، در اين هنگام حضرت رسول منذر بن عمرو را با گروهى از مسلمين كه عدد آنها را مختلف نوشتهاند به ديار نجد فرستادند در ميان اين جمعيت حارث بن صمه، حرام بن ملحان و عامر بن فهيره هم بودند اصحاب پيغمبر از مدينه بيرون شدند نزديك بئر معونه كه در زمينهاى بنى عامر و بنى سليم واقع شده بود فرود آمدند، پس از اين حرام بن ملحان را با نامه پيغمبر نزد عامر بن طفيل فرستادند، هنگامى كه قاصد نامه پيغمبر را به عامر داد وى بنامه توجهى نكرد، و دستور قتل حرام بن ملحان را داد، موقعى كه خواستند حرام را بكشند وى گفت: اللَّه اكبر به خداوند كعبه به آرزوى خود رسيدم!.
عامر بن طفيل پس از اينكه حرام بن ملحان را كشت، خويشاوندان خود را دعوت كرد تا با مسلمين جنگ كنند آنها دعوت او را رد كردند، و گفتند: ما با ابو براء نقض عهد نخواهيم كرد، در اين هنگام قبائل بنى سليم مانند «عصيه» و «رعل» و «ذكوان» به علت اينكه حضرت رسول آنها را نفرين كرده بود فرياد كشيدند و به طرف مسلمين هجوم آوردند.
هنگامى كه مسلمانان ديدند كه مشركين تصميم دارند با آنان جنگ كنند، آنها نيز شمشيرهاى خود را كشيدند و آماده كارزار شدند، در اين جنگ همه مسلمين كشته شدند و كسى از آنها باقى نماند، فقط دو نفر از مسلمانها يكى بنام عمرو بن اميه ضمرى و مردى از انصار كه در بيابان مركبها را ميچراندند از جريان بىخبر بودند