زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨ - (مدت زندگى حضرت رسول
مدت دو سال و چهار ماه با پدرش، و هشت سال با جدش عبد المطلب زندگانى كرد، پس از وفات جدش، ابو طالب كفالت او را بعهده گرفت، حضرت ابو طالب تا آنگاه كه حيات داشت از آن جناب حمايت ميكرد، و او را تكريم و تعظيم مينمود، و از كيد دشمنان و مكر مشركين او را نگهدارى ميفرمود.
محمد بن اسحاق گفته: عبد اللَّه پدر حضرت رسول هنگامى كه وى در رحم مادرش قرار داشت از دنيا رفت، و بعضى نيز گفتهاند: والد ما جد پيغمبر هنگامى كه شش ماه از سن او گذشته بود وفات كرده.
ابن اسحاق گفته: مادر حضرت رسول «آمنه» به اتفاق پيغمبر نزد اخوال آن جناب كه در مدينه بودند رفت، هنگامى كه از مدينه بطرف مكه مراجعت ميكرد در «ابواء» وفات نمود، و پيغمبر در اين موقع شش سال از سن شريفش ميگذشت.
از بريده نقل شده كه وى گفت: حضرت رسول ٦ به قبرى رسيد و در آنجا نشست، و مردم هم با آن جناب نشسته، وى در اين هنگام سر خود را تكان داد، مثل اين كه با كسى سخن ميگفت، پس از اين گريه كرد، به آن حضرت عرض كردند:
علت گريه شما چه بود؟
فرمود: اين قبر آمنه مادر من است، از خداوند اذن خواستم بزيارت قبر مادرم بروم، خداوند هم به من اذن مرحمت فرمود من از محبتهاى مادرم ياد كردم و لذا گريه نمودم، راوى گويد: من آن حضرت را مانند اين وقت گريان نديدم و در خبر ديگرى است كه من از خداوند اذن خواستم تا مادر خود را زيارت كنم، و شما هم بزيارت اهل قبور برويد، تا بياد مرگ باشيد.
حضرت رسول هنگامى كه بيست و پنج سال از عمر شريفش ميگذشت با خديجه ازدواج نمود، و در سن چهل و سه سالگى عمويش ابو طالب از دنيا رفت، و خديجه نيز بعد از سه روز از وفات ابو طالب از دنيا رفت، و پيغمبر اين سال را «عام الحزن» ناميدند.
هشام بن عروة گويد: پدرم ميگفت: حضرت رسول ٦ فرمود: قريش همواره