زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٧٠ - (معراج حضرت رسول و دخول او به شعب ابو طالب)
|
فقد سرّنى اذ قلت أنك مؤمن |
فكن لرسول اللَّه في اللَّه ناصرا |
|
|
و ناد قريشا بالذى قد أتيته |
جهارا و قل: ما كان أحمد ساحرا |
|
(معراج حضرت رسول و دخول او به شعب ابو طالب)
جبرئيل پيغمبر ٦ را به براق سوار كرد و او را از مكه به بيت المقدس برد و محرابهاى پيغمبران را به وى نشان داد و حضرت بر انبياء امامت كردند و پس از اين به مكه برگردانيد، خاتم النبيين در هنگام مراجعت به كاروانى از قريش بر خوردند، و در نزد آنها مقدارى آب كه در ظرفى قرار داشت مشاهده فرمودند حضرت رسول ٦ مقدارى از اين آب را ميل فرمود، و بقيه را روى زمين ريخت اين جماعت شترى را گم كرده بودند و دنبال او ميگشتند.
هنگامى كه پيغمبر صبح كرد به قريش فرمود: خداوند ديشب مرا از مكه به بيت المقدس برد و آيات و نشانههاى انبياء را با منازل و جايگاه آنها بمن معرفى فرمود و من هنگام مراجعت به جماعتى از قريش برخورد كردم كه در فلان بيابان دنبال شترى ميگشتند، و من از آب آنها خوردم، و باقى آن را هم بزمين ريختم.
ابو جهل گفت: اكنون فرصتى بدست شما آمده، از وى راجع به قناديل و ستونهاى بيت المقدس به پرسيد، گفتند: يا محمد! در اين جا كسانى هستند كه بيت المقدس را ديدهاند، اينك ستونها و محرابها و قنديلهاى آنجا را براى ما وصف كنيد.
در اين هنگام جبرئيل آمد و صورت بيت المقدس را مقابل آن حضرت قرار داد، و آنها هر چه از او مىپرسيدند او جواب آنان را ميداد، وقتى كه پيغمبر تمام خصوصيات و اوضاع و احوال بيت المقدس را براى آنان وصف كرد، گفتند ما منتظر خواهيم بود تا كاروان قريش از راه برسد، تا از آنها راجع به گفتههاى شما سؤال كنيم.
حضرت رسول ٦ فرمود: كاروان شما در هنگام طلوع آفتاب خواهد رسيد