زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٣٨ - (دلائل ديگرى در امامت ائمه اطهار
معاويه نميتوانست مقام خلافت را براى خود پيشنهاد كند و يا در جايى نسبت به اين موضوع گفتگو نمايد.
حضرت مجتبى ٧ و ابن عباس و سعد بن مالك در نزد معاويه نسبت به فضيلت امير المؤمنين ٧ و تقديم او بر همه اصحاب گفتگو ميكردند، معاويه با اينكه در اظهار عداوت با امير المؤمنين كوشش داشت نميتوانست منكر فضائل و مناقب آن جناب شود، گاهى مردمانى از عراق نزد او ميرفتند، و در مجلس وى از فضائل علي ٧ سخن ميگفتند، معاويه گفتار آنها را تكذيب نميكرد و احتجاجات آنان را نقض نميساخت و داستانهاى زنانى كه نزد معاويه رفتند و از فضائل امير المؤمنين ٧ سخن گفتند مشهور و معروف و در كتب در باره آنها بحث شده است.
يزيد بن معاويه با اينكه نسبت به سيد الشهداء ٧ جنايات زيادى مرتكب شد و اهل بيت او را اسير كرد و در بيابانها گردانيد، و ليكن با همه اين خباثتها و ظلم و ستمها باز هم از عظمت وى سخن ميگفت، و از قاتلين آن جناب اظهار برائت ميكرد و از اين عمل موحش ابراز ندامت مينمود، و نسبت به حضرت علي بن الحسين ٨ مهربانى كرد و امر نمود او را با احترام و تجليل به مدينه ببرند و توصيه كرد تا به آن حضرت احترام كنند.
هنگامى كه مسلم بن عقبه وارد مدينه شد و مردم را قتل عام كرد، به حضرت سجاد ٧ و خاندان او جسارتى نكرد، يزيد بن معاويه او را امر كرده بود كه على بن الحسين و اهل بيت او را آسيب نرساند و احترام او را مراعات كند و حتى بنى مروان هم از آن حضرت تجليل ميكردند، و حضرت باقر ٧ هم در زمان بنى مروان و عباسيان در كمال احترام ميزيست و سوء رفتارى در ظاهر نسبت به آن جناب از طرف آنها نشد.
حضرت صادق ٧ هم با ابو جعفر منصور و حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام با هادى و رشيد نيز همين طور بودند، با اينكه هارون رشيد آن حضرت را شهيد كرد باز هم از كشتن او اظهار برائت مينمود، و گواهانى حاضر كرد تا گواهانى دهند موسى بن جعفر به