زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٧٥ - مجاهدات على
كرد تا در بسترش بخوابد در اين هنگام قريش رسيدند و اراده داشتند پيغمبر را از بين ببرند گروه قرشيان بخيال اينكه پيغمبر در بستر قرار دارد بطرف على حمله آوردند امير المؤمنين فرياد زدند و آنها را مورد اعتراض قرار دادند كفار قريش چون ديدند على در بستر خوابيده است باشتباه خود متوجه شدند.
ابو رافع گويد: هنگامى كه حضرت رسول ٦ در غار بودند على ٧ وسائل زندگى آن جناب را فراهم ميكرد و براى او نان و آب ميبرد و سپس وسائل مسافرت پيغمبر را مهيا نمود و بطرف مدينه مهاجرت كرد.
گويند پيغمبر امير المؤمنين را در مكه بجاى خود گذاشتند تا ديون حضرت رسول را بپردازد و امانات مردم را كه در نزد پيغمبر بوده به صاحبانش برگرداند، و اهل بيتش را با خود بمدينه بياورد علي ٧ نيز طبق وصاياى او عمل كرد پيغمبر بعلى فرمودند: تا وقتى كه در بسترم باشى قريش بخيال اينكه من در آنجا خوابيدهام مرا از نظر دور نخواهند داشت على ٧ در جاى پيغمبر ٦ خوابيدند كفار قريش ديدند مردى در جاى پيغمبر خوابيده و آنان با خود ميگفتند اينك محمد است كه در بسترش آرميده خداوند به اين وسيله پيغمبرش را از گزند دشمنان نگهدارى فرمود و آن جناب با كمال آسايش و اطمينان بسوى يثرب مهاجرت كرد.
امير المؤمنين نيز پس از چند روز بسوى مدينه حركت كرد و آن مسافت بعيده را با پاى پياده طى فرمود و در مدينه خدمت حضرت رسول رسيد در حالى كه پاهايش ورم كرده بود هنگامى كه چشم پيغمبر بر آن جناب افتاد گريه كرد و بر وى ترحم فرمود و از شدت تعب و سختيهائى كه بر او وارد شده بود فوق العاده متأثر گرديد و با دست مباركش پاهاى خونآلود او را مسح ميكرد
مجاهدات على ٧ در غزوه بدر
حضرت رسول ٦ امير المؤمنين را در شب بدر فرستادند تا براى لشكريان آب بياورند پيغمبر به اصحاب خود فرمود كدام يك از شما حاضريد مقدارى آب بياوريد؟
همگان سكوت كردند و كسى پاسخ نداد در اين هنگام على ٧ برخاست و عرض كرد يا رسول اللَّه اكنون من در خدمت حاضرم.