زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٧٢ - ٤٧ - غزوه طائف
خود به مشورت پرداخت، سلمان فارسى عرض كرد: يا رسول اللَّه نظر من اينست كه براى گشودن اين حصار منجنيق نصب كنيم، حضرت رسول ٦ امر كرد منجنيق آوردند و كار گذاشتند، و يزيد بن زمعه را هم متصدى منجنيق قرار دادند، و بعضى گفتهاند: خالد بن سعيد مأمور اين كار بوده است.
حضرت در جنگ طائف از «دبابه» كه يكى از آلات حرب در آن زمان بود استفاده كردند، و گروهى از مسلمين در ميان دبابه قرار گرفتند و به سوى حصار مشركين حمله كردند، در اين هنگام كفار عرب آهنهاى سرخ شده را بطرف دبابه انداختند و او را سوزانيدند، پيغمبر اكرم از اين جريان ناراحت شد و امر كرد تا درختهاى انگور را قطع كنند و بسوزانند.
سفيان بن عبد اللَّه ثقفى فرياد كشيد، درختهاى ما را قطع نكنيد، اگر بر ما غلبه كرديد درختان به شما تعلق خواهند داشت، و اگر نه براى خدا و خويشاوندى از بريدن درخت انگور صرف نظر كنيد، حضرت رسول فرمود: من براى خداوند و خويشاوندى خود با شما از بريدن درختان شما صرف نظر ميكنم. و امر كرد مسلمانان از بريدن درختان دست بكشند.
هنگامى كه پيغمبر طائف را در محاصره داشتند امير المؤمنين را با جماعتى به اطراف فرستادند تا هر جا بتى ديدند بشكنند، امير المؤمنين ٧ از طائف بيرون شد و گروهى از قبيله «خثعم» را ملاقات كرد، در اين هنگام يكنفر از آنان جلو آمد و مبارز طلبيد، كسى از مسلمانان بطرف او نرفت، و علي ٧ آماده شد با او مبارزه كند.
ابو العاص بن ربيع داماد پيغمبر اكرم جلو آمد و گفت: ايها الأمير شما او را كفايت خواهيد كرد، فرمود: خير اگر من كشته شدم شما بر مردم امير باشيد، پس از اين امير المؤمنين ٧ بر او حمله آورد و گفت:
|
انّ على كلّ رئيس حقا |
أن يروى الصعدة أوتدقا |
|
بعد از اين شمشير را بر او فرود آورد و وى را از پا در آورد، و براه خود