زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨٣ - غزوه ذات السلاسل يا وادى الرمل
گردن زند.
غزوه ذات السلاسل يا وادى الرمل
يكى از مقامات امير المؤمنين ٧ فداكارى بىنظير آن بزرگوار در جنگ ذات السلاسل است، در اين جنگ مانند همه جنگها پرچم حضرت رسول ٦ در دست آن جناب بود، پيغمبر قبل از اين ديگرى را بطرف وادى الرمل فرستاده بودند، و او بدون اينكه كارى از پيش ببرد مراجعت كرد، و پس از اين شخص ديگرى را فرستادند و او هم بدون نتيجه برگشت.
در اين هنگام على ٧ بسوى اين قوم حركت كردند و در هنگام سحر در منازل آنان فرود آمدند، پس از اينكه نماز صبح را اداء كردند، همراهان خود را در صفوف منظمى قرار دادند، و خود نيز در حالى كه بر شمشيرش تكيه كرده بود رو بدشمن ايستادند فرمودند: اى گروه مردم بدانيد من فرستاده رسول خدا هستم اينك به توحيد پروردگار و نبوت محمد ايمان بياوريد و اگر استنكاف كنيد شما را خواهم كشت.
مشركين گفتند: شما هم مانند سابقين برگرديد، فرمود: من مراجعت كنم! به خداوند سوگند تا تسليم نشويد از شما دست نخواهم كشيد، و شما را با شمشير خواهم كشت، من على بن ابى طالب هستم، در اين هنگام آنان مضطرب شدند، على ٧ بر اين قوم حمله آورد و آنها از ميدان فرار كردند و مسلمين پيروز شده و غنائم فراوانى را بدست آوردند.
ام سلمه گويد: حضرت رسول ٦ در خانه من خوابيده بود، ناگهان از خواب پريد و ناراحت بنظر ميرسيد، گفتم: خداوند تو را نگهدارنده است، فرمود: آرى خداوند مرا نگه مىدارد و ليكن اين جبرئيل است مرا خبر ميدهد كه اكنون علي از راه ميرسد.
پس از اين از منزل بيرون شدند و مردم را امر كردند تا از آن جناب استقبال كنند مسلمين به اتفاق پيغمبر در دو صف حركت ميكردند، هنگامى كه چشم على بر حضرت رسول افتاد، از مركب بزير آمد و از پاهاى آن جناب بوسيد، پيغمبر فرمود: سوار