زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨٨ - (حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
و علي بن ابى طالب نيز با او بود موقعى كه حمزه را ديدند گفتند: اين اجتماع شما براى چيست؟ حمزه گفت: ما اجتماعى نداريم و كسى هم در اين جا وجود ندارد، به پروردگار سوگند اگر احدى از شما از اين عقبه بگذرد با شمشير او را خواهم زد.
مشركين چون اين جريان را ديدند مراجعت كردند، روز بعد نزد عبد اللَّه بن ابى رفتند و گفتند: بما اطلاع دادهاند كه خويشاوندان و قبيله شما با محمد بيعت كردهاند تا با ما جنگ كنند، عبد اللَّه سوگند ياد كرد و از اين جريان اظهار بىاطلاعي نمود، مشركين هم از وى پذيرفتند، در اين هنگام انصار متفرق شدند و پيغمبر نيز به مكه مراجعت كردند.
(حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
بعد از اينكه انصار با حضرت رسول ٦ بيعت كردند، و كفار قريش از اين جريان مطلع شدند، چهل نفر از اشراف آنها در دار الندوه اجتماع كردند، افرادى كه در اين مجلس شركت ميكردند، بايد چهل سال از عمر آنها ميگذشت تا بعضويت انتخاب ميشدند، فقط عتبة بن ربيعه در اين بين مستثنى بود، وى با اينكه چهل سال كمتر داشت در اين مجلس شركت ميكرد.
در اين هنگام كه آنان پيرامون هم جمع شده بودند شيطان از راه رسيد و قصد كرد در اين مجلس شركت كند، دربان گفت: شما كه هستى؟ گفت: من يكى از مشايخ نجد هستم، دربان پس از اينكه براى او اذن گرفت وى داخل مجلس شد گفت: شنيدهام شما در اين جا اجتماع كردهايد تا در باره اين مرد تصميم بگيريد، اكنون من نظريه و پيشنهاد خود را در اين مورد خواهم گفت و راه صواب را به شما نشان ميدهم هنگامى كه مجلس رسميت پيدا كرد ابو جهل گفت: اى گروه قريش! در ميان ملت عرب كسى عزيزتر از ما نبود، و ما در حرم امن خداوند در