زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨٥ - (بيعت انصار)
بعد از اين جريان دست مصعب را گرفت و او را بمنزل خود برد و گفت: اكنون از كسى نترس و تبليغات خود را ادامه بده، بعد از اين سعد بن معاذ در ميان بنى عمرو بن عوف فرياد زد اى فرزندان عمرو بن عوف! همه شما از زن و مرد و دختر و پسر و جوان و پير اجتماع كنيد، هنگامى كه آنان پيرامون هم جمع شدند سعد گفت:
موقعيت من در ميان شما چگونه است؟ گفتند: تو مطاع و سرور ما هستى، هر چه فرمان دهى اطاعت ميكنيم.
سعد بن معاذ گفت: اينك تا به وحدانيت خداوند و رسالت محمد بن عبد اللَّه اقرار نكنيد من سخن گفتن شما را با خودم تحريم ميكنم، اين همان محمد است كه يهوديان خيبر ما را از ظهور و خروج وى اطلاع ميدادند.
بعد از اين گفتار سعد بن معاذ تمام خويشاوندان و قبيله او به حضرت رسول ٦ ايمان آوردند، مصعب بن عمير نزد سعد رفت، و سعد باو گفت: اكنون علنا دعوت خود را اظهار كن، و مردم را بطرف اسلام بخوان، در اين هنگام دين مقدس اسلام در مدينه شيوع پيدا كرد.
اشراف قبيله اوس و خزرج و بقيه مردمان كه خبر حضرت خاتم النبيين را از يهوديان شنيده بودند كمكم رو به اسلام آوردند، خبر مسلمان شدن اوس و خزرج به پيغمبر رسيد و مصعب نيز جريان را به آن جناب اطلاع داد، پس از اين مسلمانان مكه كه از طرف مشركين آزار و اذيت ميديدند يكى پس از ديگرى مخفيانه بطرف مدينه حركت كردند، و اوس و خزرج هم وسايل زندگى آنها را فراهم مينمودند.
راوى گويد: هنگامى كه عدهاى از اوس و خزرج براى انجام مناسك حج به مكه آمده بودند، حضرت رسول به آنان فرمود: شما از من حمايت كنيد تا آيات قرآن را براى شما بخوانم، و خداوند براى اين عمل شما را به بهشت خواهد برد، گفتند يا رسول اللَّه! هر تصميم و ارادهاى را كه دارى انجام بده.
پيغمبر فرمود: وعده ما با شما در شب دوازدهم ماه كه از ليالى تشريق است در عقبه خواهد بود هنگامى كه افراد اوس و خزرج از اعمال حج فارغ شدند و در ميان