زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٩٥ - حجة الوداع
آنان در مقابل ما بيرون شدند، در اين موقع علي بن ابى طالب نماز خواندند و پس از اين ما را در يك صف قرار دادند و در مقابل صف ايستادند و نامه حضرت رسول ٦ را براى مردم قرائت كردند، در اين هنگام قبيله همدان اسلام اختيار كردند و علي ٧ جريان كار را براى پيغمبر نوشتند، آن جناب پس از قرائت نامه سجده شكر بجا آوردند و بعد فرمودند درود و رحمت باد بر قبيله همدان.
اعمش روايت كرده از علي ٧ كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه پيغمبر مرا بطرف يمن ميفرستادند عرض كردم: يا رسول اللَّه تصميم دارى مرا بطرف يمن بفرستى تا در ميان آنان به امور قضائى اشتغال داشته باشم، و حال اينكه من جوان هستم و از احكام قضائى اطلاعى ندارم.
امير المؤمنين ٧ فرمود: در اين هنگام حضرت رسول با دست مباركش به سينهام اشاره فرمود و گفت: «اللهم اهد قلبه و ثبّت لسانه» سوگند به خداوندى كه جانم در دست اوست من پس از اين در هيچ امرى از امور قضائي به شك گرفتار نشدم.
حجة الوداع
حضرت خاتم النبيين ٦ در بيست و پنجم ذى القعده سال دهم از هجرت از مدينه بيرون شدند و براى اداى مناسك حج بطرف مكه روى آوردند، قبل از اين كه از مدينه بيرون شوند امر كردند تا در ميان مسلمين اعلام شود و همگان براى زيارت خانه خدا حاضر گردند.
مسلمين دعوت پيغمبر را اجابت كردند و از هر طرف بسوى مدينه روى آوردند شهر مدينه و اطراف آن از جمعيت مسلمانان پر شد، پس از اينكه به ذو الحليفه رسيدند محمّد بن ابى بكر از اسماء بنت عميس متولد شد، و از اين جهت پيغمبر يك شب در اين محل اقامت گزيد حضرت رسول ٦ از ذو الحليفه محرم شدند و مسلمين هم از آن جناب تبعيت كردند و همگان در لباس احرام درآمدند، پيغمبر در اين مسافرت باشكوه و مجلل شصت و شش شتر براى قربانى با خود همراه داشت.
امير المؤمنين ٧ هم از يمن براى حج حركت كرد و سى و چهار شتر بزرگ را