زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٥٦ - ٤١ - غزوه فتح
شد، و ابو لبابة بن عبد المنذر را به جاى خود در مدينه گذاشت، پس از اينكه تصميم گرفت بطرف مكه حركت كند رؤساى قبائل را دعوت كرد، و به آنان فرمود:
بايد هر رئيسى به اتفاق افراد خود در لشكر اسلام شركت كند.
حضرت باقر ٧ گفت: پيغمبر براى غزوه فتح از مدينه بيرون شد، در حالى كه خود و اصحابش روزه داشتند، هنگامى كه به «كراع الغميم» رسيدند امر كرد مسلمانان افطار كنند، جماعتى از اصحاب از امر پيغمبر سرباز زدند و روزه خود را نگشودند، اين گروه براى اينكه افطار نكردند عصاة و نافرمانان ناميده شدند.
حضرت رسول ٦ از كراع الغميم حركت فرمودند، و در «مر الظهران» فرود آمدند و در اين هنگام در حدود ده هزار نفر در خدمت پيغمبر بودند كه از جمله آنان چهار صد نفر سوار شركت داشتند، مشركين قريش از حركت حضرت رسول اطلاعى نداشتند و از جريان سير آن جناب كاملا بىاطلاع بودند.
در اين وقت ابو سفيان بن حرب و حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء از مكه بيرون شدند براى اينكه خبر تازهاى بدست آورند، قبل از اينها عباس بن عبد المطلب به اتفاق ابو سفيان بن حارث و عبد اللَّه بن ابى اميه به استقبال پيغمبر بيرون شده بودند، و در «نيق العقاب» به آن حضرت پيوستند.
حضرت رسول ٦ هنگام آمدن عباس در قبهاى قرار داشت، و فرماندهى نگهبانان با زياد بن اسيد بود، در اين هنگام اسيد بطرف آنها رفت، و به عباس گفت: شما ميتوانيد در زير خيمه خدمت پيغمبر برسيد، ولى همراهان شما بايد برگردند.
عباس بن عبد المطلب حضور حضرت رسول رسيد و عرض كرد: پدر و مادرم فدايت گردد، اينك پسر عمو و پسر عمهات خدمت شما رسيدهاند و از كارهاى خود بازگشت و توبه ميكنند، پيغمبر فرمود: من به آنان احتياجى ندارم زيرا آنها احترام مرا نگه نداشتند، و آبروى مرا بردند، مگر پسر عمه من در مكه نميگفت:
ما ايمان نخواهيم آورد تا از زمين براى ما چشمه آبى بجوشد؟