زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٨٧ - (بيعت انصار)
خون خود را در راه شما خواهيم ريخت و از شما حمايت و جانبدارى خواهيم كرد، اينك عهد و پيمانى را كه با خداوند بستهاى انجام بده.
پس از اين مذاكرات حضرت رسول ٦ فرمود: اينك دوازده نفر «نقيب» از ميان خود انتخاب كنيد، تا امور شما را اداره كنند، همان طور كه موسى بن عمران ٧ از ميان بنى اسرائيل دوازده نفر انتخاب كرد، گفتند: اكنون هر كس را ميل داريد اختيار كنيد، در اين وقت جبرئيل آمد و نه نفر از خزرج و سه نفر از اوس را به پيغمبر معرفى كرد، و حضرت هم آنان را معرفى فرمود.
اسامى نقباء از اين قرار بود، از قبيله خزرج نه نفر: اسعد بن زراره، براء بن معرور، عبد اللَّه بن حزام، ابو جابر بن عبد اللَّه، رافع بن مالك، سعد بن عبادة، منذر بن عمرو، عبد اللَّه بن رواحه، سعد بن ربيع، و عبادة بن ثابت. و سه نفر نقيب اوس نيز از اين قرارند: ابو الهيثم بن تيهان كه از اهل يمن و حليف بنى عمرو ابن عوف بود، اسيد بن حضير، و سعد بن خيثمه.
هنگامى كه اين افراد اجتماع كردند و با حضرت رسول ٦ بيعت نمودند، شيطان فرياد كشيد: اى گروه قريش و اى جماعت عرب اينك محمد با عدهاى از اوس و خزرج كه به او گرويدهاند در عقبه گرد هم آمدهاند، و براى جنگيدن با شما بيعت كردند، مشركين قريش كه در منى بودند فرياد او را شنيدند و با اسلحه بطرف عقبه رو آوردند.
حضرت رسول ٦ فرياد شيطان را شنيد و به انصار فرمود: از هم پراكنده شويد، عرض كردند: يا رسول اللَّه! ما را فرمان دهيد تا با شمشيرهاى خود به آنها حمله كنيم، پيغمبر فرمود: من به جنگ و قتال مأمور نيستم، و خداوند مرا به جنگيدن اذن نداده است، گفتند: پس اينك شما در اين محل خواهيد بود يا با ما بيرون ميشويد؟
فرمود: من منتظر امر پروردگار هستم.
مشركين همگان بطور دستهجمعى در حالى كه مسلح بودند بطرف حضرت رسول آمدند، در اين هنگام حمزة بن عبد المطلب با شمشير خود راه عقبه را گرفته بود