زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٠٣ - (مناقب حضرت مجتبى
پير و خرفت شده بودم و در حدود يك صد و سيزده سال از عمرم گذشته بود.
حضرت سجاد ٧ را در حالى كه مشغول ركوع و سجود بود مشاهده كردم من ديگر از دلائل امامت مأيوس شده بودم در اين هنگام حضرت على بن الحسين عليهما السّلام بطرف من اشاره كردند و بلافاصله جوان شدم عرض كردم: يا سيدى چقدر از دنيا گذشته و چه اندازه باقى مانده است؟ فرمود: تا كنون خوب بوده و پس از اين خوبي در بين نيست حبابه والبيه تا زمان حضرت رضا ٧ زنده بود و بعد از اين درگذشت.
حضرت باقر ٧ فرمود حبابه والبيه بدعاى حضرت سجاد جوان شد پس از اينكه يك صد و سيزده سال از عمرش گذشته بود، و او بعد از اينكه جواني را باز يافت در دم حائض گرديد
(مناقب حضرت مجتبى ٧)
١- جابر بن عبد اللَّه گويد: پس از اينكه حضرت امام حسن متولد شد مادرش حضرت زهراء عليها السّلام بعلى ٧ فرمود: مولود جديد را نامگذارى كن امير المؤمنين گفت من قبل از اينكه رسول خدا نامى از براى آن انتخاب نكند مبادرت نميكنم، حضرت رسول هم فرمود من منتظرم تا خداوند دستور نامگذارى او را بدهد.
خداوند متعال بجبرئيل وحي فرستاد براى محمد فرزندى متولد شده است اكنون در نزد او حاضر شويد و وى را بفرزندش تبريك بگوئيد و بمحمد اطلاع دهيد كه على ابن ابى طالب از تو بمنزله هارون از موسى است، اكنون مولود جديدت را بنام فرزند هارون اسمگذارى كنيد پس از اين فرمان، جبرئيل از طرف خداوند بحضرت رسول پيام آورد، و گفت فرزند علي را با فرزند هارون همنام كن، پيغمبر فرمود: نام فرزند هارون چه بوده؟ جبرئيل عرض كرد: وى «شبر» نام داشته است، گفت: زبان من عربى است، عرض كرد:
فرزندت را «حسن» نام بگذار.