زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨٠ - فداكارى على
|
لعمرى لقد أعذرت في نصر أحمد |
و طاعة ربّ بالعباد عليم |
|
حضرت رسول ٦ به فاطمه عليها السّلام فرمودند: شمشير را بگيريد شوهرت امروز بسيار فداكارى كرد، و حق خود را اداء نمود، خداوند بشمشير او بزرگان و رؤساى قريش را بهلاكت رسانيد.
فداكارى على ٧ در جنگ احزاب
ربيعه سعدى گويد: نزد حذيفة بن يمان رفتم و گفتم: در نظر دارم راجع به على بن ابى طالب با شما مذاكراتى بكنم، زيرا كه مردمان بصره ميگويند: شما در باره علي افراط ميكنيد اينك اگر مطلبى در باره علي داريد بيان كنيد.
حذيفه گفت: به خداوندى كه محمد را براستى برانگيخت اگر تمام اعمال اصحاب پيغمبر را در كفهاى از ميزان قرار دهند و اعمال على ٧ را در كفه ديگر عمل على از همه آنان سنگينتر خواهد شد، ربيعه گفت: اين مطلب به جايى اتكاء ندارد و قابل توجه نيست.
حذيفه در پاسخ او گفت: اى بىخرد ابو بكر و عمر و حذيفه در كجا بودند روزى كه عمرو بن عبد ودّ در مدينه مردم را براى مبارزه ميخواست؟ تمام مردم از مقابله با وى خوددارى كردند جز علي ٧ كه براى مبارزه با او بميدان رفت و خداوند آن مرد سركش و خونريز را در دست وى هلاك ساخت، به خداوندى كه جان حذيفه در دست اوست عمل على در آن روز از همه ياران محمد بزرگتر است.
واقدى از زهرى روايت كرده كه وى گفت: عمرو بن عبد ودّ، عكرمة بن ابى جهل هبيرة بن ابى وهب، نوفل بن عبد اللَّه، و ضرار بن خطاب فهرى در جنگ احزاب بطرف خندق آمدند و در نظر داشتند راه باريكى پيدا كنند، و به مدينه حمله نمايند.
پس از گردش در اطراف خندق راه تنگى يافتند و اسبهاى خود را وادار كردند كه از آن راه باريك بگذرند، بعد از اينكه از خندق عبور كردند اسبهاى خود را جولان ميدادند، مسلمين هم به اين جريان تماشا ميكردند و جرأت مقابله آنان را نداشتند، عمرو بن عبد ودّ براى خود مبارز ميطلبيد و ميگفت: از بس فرياد زدم و از